داد كن داد كن كه دار الخلد * منزل خسروان دادگر است
چون حق سبحانه و تعالى آن فرزند را دولت داده است ، ارواح صديقان و پاكان بتخصيص ارواح مقدسهء آباى كرام و اجداد عظام عليهم الرحمة من الملك العلام مددكار ايشان خواهد بود .
خراسان را به دو دادند ، مىدانم كه مىداند * بهر ملكى كه خواهد رفت ، خواهد رفت تسليمش
مائيم كز ازل ز سموات منزل است * آيات عز و علم و كرامت بشأن ما
همچون هماى سايهء اقبال گسترد * هر طايرى كه بر پرد از آشيان ما
سلطان الاسلام الاعظم ، مالك رقاب ملوك العالم ، ظل اللّه ابو الحارث سنجر بن ملكشاه انار اللّه برهانه و ثقل بالمبرات ميزانه كه پادشاه همهء جهان و خسرو كيهان بود كما قيل فيه :
هو القابل المحيى لدى السخط و الرضا * هو المانع المعطى ، هو الآمر الناهى
و سلطان ارض اللّه شرقا و مغربا * و بحرا و برا ، سنجر بن ملكشاه
فرزند و مريد حضرت شيخ احمد قدس سره بوده است . فقير حقير ، معين الدين الجامى عفى اللّه عنه بكرمه و خصه بمزيد لطفه و نعمه ، از اكابر عظام و اجداد كرام خود چنين استماع دارد كه سلطان وقتى كه بخانقاه ملك پناه حضرت شيخ آمدند ، درويشان ايشان گل مىكشيدند . سلطان نيكو نام نيك اعتقاد برخاست و چند كرت گل بر بام خانقاه برد و ناوه كشيد . شيخ فرمود كه اى پادشاه با تاج ترا بدين چه كار . سنجر گفت كه اگر حق تعالى فردا از من پرسد كه پادشاهى همه جهان به تو داديم و از براى ما چه كار كردى ، گويم كه در عبادت جاى ولييى از اولياى تو ، ناوهاى چند گل كشيدم .
به پيش زنده پيل حضرت حق * غلام ناوه كش بوده است سنجر
بدين اعتقاد ، حق تعالى سنجر را دين و دنيا و عمر دراز كرامت فرمود و مدت شصت و اند سال باستقلال سلطان زمان و زمين بود . كس بر تو زيان نكرد و ما هم نكنيم .