و درة التاج سلطنت مشرقين درين قران برج آبى بحسب موعود بضع سنين كتابى ( ؟ ) و بر حسب احكام منجمان حاوى به كف كفايت آن حضرت منوط باشد و عرصهء اسلام از بارقهء منجوق رايات ظفر آيات منور و مضبوط
چنين كه من بدعا دست برفراشتهام * عجب ندارم از الطاف حضرت يزدان
قرين سوز دل و نالهء سحرگاهى * كه زير حكم تو آرد ز ماه تا ماهى
و هذا دعاء لا يرد لانه * دعاء لاصناف البرية شامل
بر سدنهء ملايك دبدبه و نواب كامياب
« طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ »
« 1 » روشن و مبرهن است كه سطح بسيط اقاليم ارض بالطول و العرض جهت بسط و ربط و حكم و ضبط آن پادشاه جهان پناه مرتب و موضوع است و ميدان عالم امكان بسبب جولان سمنديكران شهنشاه فلك بارگاه آماده و مصنوع و با وجود اسباب استيلا و شرايط و اركان استعلا و ظهور اشعهء مهر توفيق و بروز آثار انوار هدايت طريق پاى همت فلك رتبت در دامن قناعت كشيدن و ذيل لباس سعادت اساس
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ
« 2 »
»
بدست نعويق « 3 » و تعلل در چيدن نه مقتضاى رتبت فلك منقبت آن صاحب قران است .
بديباى آن دولت تازه عهد * عروس جهان را بياراى مهد
ان الخلافة ثوب قد خصصت به * اذا لبست فلم يفضل و لم يعز
ما اودع اللّه فى احداقنا بصرا * الا ليفرق بين الدر و الخرز
بر ملازمان آسمان نشان محقق باد كه نقود كون و مكان از مكامن كان امكان باميد القاب سعادت نشان آن صاحب قران مستخرج است و لآلى دعا و ثنا از ابحار خواطر اهل باطن و ظاهر در چارسوى بازار صباح و مسا جهت تجلى عرايس آمال آن حضرت آسمان رفعت ، مدحرج رابطهء رجا محكم و دست امل بر دامن كرم مبدأ اول سخت مبرم است كه صورت هر مراد كه كلك اميد آن سكندر سداد بر لوح فؤاد نقش مىكند
هامش
( 1 ) - سورة الرعد 29
( 2 ) - سورهء ص 26
( 3 ) - نسخه : تفوق ( ؟ )