تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

مكتوب علاء الدوله بپادشاه خطا

علاء الدوله پسر بايسنغر بن شاهرخ است كه در زمان وفات شاهرخ عهده‌دار حكومت هرات بود و در زمان الغ بيك ، بحكومت نواحى شمال خراسان يعنى قوچان ( - خبوشان ) تا حدود استراباد و دامغان روزگار ميگذرانيد و در سال 852 الغ بيك او را در هم شكسته مجبور بفرار نمود . پس از هرج و مرج ناشى از رقابت و منافست شاهزادگان تيمورى با هم ، بعد از قتل الغ بيك ، وى سلطنت گونه‌اى يافت و دوران خودنمائى و حيات پر دردسر او گاهى بجنك با شاهزادگان تيمورى و زمانى بدر بدرى و سرگردانى يا بپناهندگى نزد جهانشاه تركمان گذشت و عاقبت در خانهء ملك بيستون رستمدارى در سال 875 هجرى وفات يافت . بجناب داى مينك قاآن ، از جانب علاء الدوله بهادر ، تحف تحيات عنبر نسيم و طرف دعوات عبهر شميم كه در روضات جنان و جنات عدن استقامت جان و جنان ، نداء
« سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ
« 1 »
»
به گوش هوش رساند ، اتحاف و اهدا مىرود . كثرت اعداد جنود اشواق و غلبهء سنان جيوش اشتياق ، نه چندان است كه بهندسهء عقل و هرولهء خيال ، پيرامون جمل و تفاصيل آن توان نشست . هميشه همگى همت بدان مصروف و كل نهمت بر آن مقصور كه ثوابت ثبات دولت پيوسته از اوج ابهت طالع و سيارات سپهر رفعت بر دوام از مطالع حشمت لامع باشد و ما ذلك على اللّه بعزيز . چون همواره ميان [ آن ] قاآن بزرك عالى مقدار و جانب سلطان سعيد نامدار ، طيب اللّه مضجعه و ثراه ، قواعد فرط موالات على الدوام ثابت و مستحكم بوده و هيچوقت در سلك لآلى كمال ايشان ، تقيد تفرق و تبدرى راه نيافته و اكنون تارك مفاخرت آن جناب
هامش
( 1 ) - سورة الزمر 73