تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
« وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
« 1 »
»
شرف وصول يافت . از بدايت تا نهايت و از مطالع تا مقاطع سطوح مسميات اسماى مشكبارش قاعدهء شعاع مخروطى شكل نظر كامياب را مناط و اشكال متنوعهء كلمات گوهر نثارش خطوط مستقيمهء شعاع مار الذكر را محاط افتاد . شواهد مضموناتش بر هوار هوا سوار گشته ، چو برك گل كه بباد صبا در آويزد ، از مشارع سينه و مسامع عليه ، بصفهء متنزههء پر نقش و نگار متخيله گذر كرد و نزهتگاه خيال قصر زجاجى تابناك دل را كه مهبط واردات الهى است ، مقام و منزل ساخت . جواهر قلايد مدلولاتش كه در خزانه خانهء حافظه مودوع و مستودع بود ، همه بمحضر ملاحظه و شهود در آمد . حقا كه بوسيله و ذريعهء اين معنى ، تعاطفى كه در عالم اشباح از تعارف ارواح خيزد ، تزايد و تضاعف پذيرفت . نفس مقدسه كه پروردهء عنايت شاملهء يزدانى و موفق تأييدات كاملهء صمدانيست ، تمسكا بكلمهء تخلقوا باخلاق اللّه ، دست تشبث بر دامن اخلاق گزيدهء سبحانى زده ، شوارق سواطع سعادت بخش وجبت محبتى للمتحابين از مشرق ضمير منير جهانبانى كه سپهر كواكب درخش الهامات ربانيست تابيدن گرفت و لمعان انوار
النفس تهوى به من لا ابصرت و رأت * قبل اللقاء معارف الارواح
و شعشعة الاسرار
و من القلوب الى القلوب شواهد * يشهدن قبل ان تشهد الاشباح « 2 »
عالم صورت و معنى را منور گردانيد و در مقابلهء آن امتثالا لما ورد فى كلمة اللّه العليا و
« إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها
« 3 »
»
تحيات وافيات متواليات و تسليمات صافيات متتاليات ، منبعث از حسن اريحيت و طيب سجيت و مشتمل بر اقسام موالات و مؤانست خوشتر از نسيم سحرى و دلگشاتر از خندهء گلبرك طرى و روشنتر از كواكب درارى و بوياتر از نوافج مسك تتارى ، نظافت ظروف حروفش از لطافت سلاقت اتحاد حكايت كند و جمال صورت دلاراى عباراتش از كمال معنى و داد خبر دهد ، مطالعه فرمايند و دائم -
هامش
( 1 ) - سورة آل عمران 127 ( 2 ) - چنين است در متن ولى ( ( قبل شهادة الاشباح ) ) درست به نظر ميرسد . ( 3 ) - سورة النساء 88