تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ارسال مىرود و آثار مساعى جميله و غزوات و صيت مآثر و فتوحات آن جناب كه رفعت منزلت مجاهدان و علوشأن غازيان بنص كتاب و سنت نبوى محقق و مقرر گشته كه در بيان آن احتياج بكلفت حجت و برهان نيست ،
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 1 »
»
بدين طرف مهدى مىگردد . همواره ترصد و ترقب آن ميرفت كه با اين جانب نيز تمهيد قواعد موالات و مصادقت نموده ، رسل و رسائل متضاعف و مترادف دارند تا تتميم يگانگى و اختصاص گردد . چون تا اين غايت هيچ اثر خامه و رقم نامه كه محرك سلسلهء و داد و محرض [ ] « 2 » اتحاد گردد ، بطهور نرسيد و نسيم روضهء تذكر و شميم رياحين تودد از مهب يادداشت مكاتبات نوزيد ، درين وقت كه بموجب فحواى البادى فى المودة له اجران ، معتمدى كه از جملهء خواص است ، بجانب آن جناب فرستاده شد و مقصود كلى و مراد اصلى آنكه من بعد چهرهء امانى و آمال بصفاى ذات البين آراسته باشد و لآلى اكليل مجد و معالى بصفوت خاطر جانبين در سلك انتظام پيوسته . طليعهء عرضهء اعلام سلامتى احوال بال فرخنده فال گشايد و همواره صورت جميلهء اخبار رفعت و اقبال فرخ رخ نمايد .
اساس مهر و وفا گو مدام محكم دار * كسى كه رفعت ايوان مرتبت خواهد
و ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء « 3 » و انسب و اولى آن است كه على التعاقب و التوالى فتح باب مراسلات و مكاتبات نمايند تا نهال حسن عقيدت بر جويبار ابلاغ رسل و رسائل باهتزاز درآمده ، رياض صدق مخالصت از هبوب نسايم مفاوضات و ملاحظات تازه و ريان گردد . كما قيل راحة الجنان مراعاة الاخوان . رفعت و اقبال در جاه و جلال ، پيوسته در نهايت كمال باد « 4 »
هامش
( 1 ) - سورة الصف 4 ( 2 ) - در نسخه اين قسمت پاك شده و بقرينه بايد ( قضيه ) باشد ( 3 ) - سورة المائده 58 و سورة الحديد 20 و سورة الجمعه 3 ( 4 ) - نسخهء كتابخانه پاريس به شمارهBib . Nat . Fund Pers Sup 1815. اين نامه در منشآت فريدون بيك بنام شاهرخ آمده ( جلد اول ص 178 - 177 ) و در نسخه كتابخانه پاريس بنام علاء الدوله گوركانى . تصور نمىرود كه فريدون بيك اشتباهى كرده باشد و در نسخه كتابخانهء پاريس هم صريحا با ذكر نام منشى نامه بعلاء الدوله نسبت داده شده . به نظر اين جانب ، سيد فضل اللّه مضمون نامه را از نويسنده مكتوب شاهرخ گرفته و با تغيير القاب ( كه در نامهء شاهرخ بمناسبت سن و اقتدار وى ، القاب سلطان عثمانى كوتاه و مختصر است و در نامهء علاء الدوله مفصل و تملق آميز ) نامه را از قول علاء الدوله به سلطان عثمانى فرستاده است .