بىتكلف تبختر جاى نازيدن و شكر نوازيدن دارد .
فحمدا له ثم حمدا له * على ما هدانا طريق النعم
فشكرا له ثم شكرا له * على ما كسانا رداء الكرم
و هر چه بزبانى در باب انجاح بعضى مهمات و اصلاح تمشيت حالات فرموده بودند بالعين و الرأس .
جهان پناها ! چون دائما بذل مجهود و فكر محمود ما مصروف بنظام كار مسعود غزا و جهاد است دائم الاوقات ، بل در هراوان و ساعات ، تهديد تأكيد مشحون از سدهء سعادت مقرون نسبت بر مانعان آن سبيل حق و فارغان طريق احق اولى و انسب و احرى و اوجب مىنمايد . زيرا اشرار قرمان در فهم و درك اين معنى قصور تمام دارند و لايزال در تلوثات نفسانى و هواجس شيطانى فرو رفته سر از گريبان نكبت بيرون نمىآورند و هر گاه كه نهضت همايون ظفر مقرون را دو سه منزل از دار النصر ادرنه ، حميت عن الفساد و الفتنه ، كه مقر سلطنت اين ممالك كثير المكنت است دور و عازم اين امور شوند على الفور بنياد طغيان و بىادبى كرده نوعى مىكنند كه مستلزم بازگشت و گوشمال ايشان مىگردد و در حين مقابله و مقاتله تاب صولت مقدمة الجيش ما نياورده بنياد تضرع و گريز مىكنند و روباهوار از چنگ شيران جنگ بسوراخهاى كوهسار تنگ فرو رفته و اطفال و نسوان را چون رمهء شغالان به بيشهها درآورده و از بيم جوع ، با اصول و فروع ، از روى امان خواهى بفرياد و فغان درمىآيند و بعد از ترحم و زينهار صغار و كبارشان چون سگ ديوانه بانواع قباحت و درندگى رجوع بر طبيعت خويشتن مىكنند و از بدنهادى باز نمىگردند .
بىحيا از حق نه شرم از خلقشان * چون بهايم خلقشان و خلقشان
بنا بر آن سزاوار خشونت و مستحق عقوبت مىشوند و گرنه بنا بر رعايت فرمانروائى اعليحضرت خاقانى ، مدظله العالى ، ما از سر گستاخيهاى بسيار ايشان در گذشتيم و اين احوال نظر بماجرائى كه آن قوم معاند بفكر فاسد خود عرض نواب كامياب اعلى داشتهاند نيست بلكه اين مرهم نيش تازه و دفع جراحت بىاندازه از كمال ضروريات دينيه و تمام