تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

جواب نامه مصحوب همان قاصد

بريد فريد عزت پيام و نويد سعيد مسرت انجام كه از پيشگاه رفيع شهنشاه عظمت دستگاه و بارگاه منيع پادشاه جهان پناه ، سلطان جمشيد بخت اسكندر شكوه و خاقان فريدون تخت سلاطين گروه :
آنكه گر لشكر كشد ز ايران و توران هندوسند * كوه و صحرا را تزلزل افتد از سم سمند
ور بتابد رو بقهر و ور سخن گويد بلطف * كام اعدا تلخ سازد دوستان را شهد قند « 1 »
ادام اللّه تعالى ايام شوكته و افاض على العالمين بره و احسانه الى يوم الدين در مباركترين ساعات و فرخترين اوقات چون هماى همايون بال و طائر اوج اقبال شرف نزول يافت و رياض اين مرز و بوم و سبزه‌زار ممالك روم بقدوم سعادت رسومش مشرف و مكرم گشت .
فقلت له اهلا و سهلا و مرحبا * بخير كتاب جاء من خير مرسل
تفاخرت و استظهرت لا زال ظلكم * مديدا بتشريف لطف المبجل
فقلبته الفا و قابلت بالدعاء * و بالشكر الفا للجناب المفضل
و بعد از انكشاف آن غطا از منصهء عطا دوشيزه‌اى ديدم چون عذار و رقا بمشاطهء قلم زرنگار نگاريده و بسر چشمه‌اى رسيدم كه چون آب حيات از ظلمات مداد بمدد خضر مراد رسيده . هر حرفى از آن عندليبى بود هزار دستان در گلستان اميد و هر سطرى نشانى مىنمود از مقدم طاوس جنان در بوستان نويد . فحاوى منيفش مملو و
هامش
( 1 ) - اشعار از لحاظ تركيب و لفظ و معنى سست به نظر مىرسند .