تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

نامهء سلطان شاهرخ بسلطان مراد ثانى در باب سفارش خاندان قره‌عثمان و قرامانيان

الى جناب السلطان الاعظم ، اعتضاد الملوك بين الامم ، القائم فى سبيل اللّه بامر الغز و الجهاد ، قامع الكفرة و الفجرة قطب الدين امير مراد ، ابد اللّه ملكه و دولته و حشمته ، صنوف تحيات طيبات مشحون بفنون و داد و الوف مدحات زاكيات مقرون بضروب اعتقاد و اتحاد مبلغ و مرسل مىگردد و لواعج اشتياق در غايب التهاب اتواق اشواق اعلام راى ملك آراى مىدارد كه پوشيده نيست كه مرحوم عثمان بهادر « 1 » تربيت يافتهء آن حضرت امير بزرگ است و با اين خانوادهء مبارك در نسق سبق كشى چون مغفور له امير شمس الدين « 2 » محمد قرامانى ، دقيقه‌اى فوت نكرده و هر يك با اولاد امجاد خودشان همواره بر جادهء وفادارى و يك جهتى راسخ دم و ثابت قدم بوده و در سلوك مناهج خدمتكارى جان سپارى نموده و ما را بسبب رعايت حقوق نعمت او دربارهء اولاد و احفاد او عنايت و التفات بسيار است و الحالة هذه ، ايشان نيز از جادهء اطاعت و خدمتكارى تجاوز ننموده‌اند و اعتصام بحبل متين دولت ما دارند . مقصود اصلى آنكه از جانب مصر با ايشان در مقام انتقام‌اند و از بغداد نيز به قصد ايشان كمر بسته‌اند . اگر منازعان ايشان ، به خرابى ولايت ايشان ، هجومى نمايند يا
هامش
( 1 ) - همان قره‌عثمان مؤسس سلسلهء آق‌قويونلو ( 2 ) - همان است كه چند سال در زندان ابلديرم بايزيد بود و تيمور او را از زندان بيرون آورد و سلطنت وى را به دو باز گردانيد . اين شخص سرانجام بدست سلطان مراد ثانى كشته شد و حدود قلمرو او ، باستثناى ايالت حميد ، از جانب سلطان مراد ، بپسر وى امير ابراهيم مفوض گرديد .