شويم . آخر الامر چون نسيم صباى فتح و ظفر دين محمدى وزيدن گرفت و دبور قهر ملت احمدى جستن آغاز كرد و آيات رايات نبوى ساطع شد و غبار موكب انصار مصطفوى مرتفع و منبسط گشت ، نار عرفج « 1 » خصم معوج خمود يافت و ماء رونق عدوى ازرق جمود پذيرفت و پيش از وصول عسكر بشياطين بنى اصفر تفرقوا شغر بغر « 2 » و ان كانوا من حصاء الدنيا اكثر لا إله الا اللّه و اللّه اكبر . و چون مآل حال كفار بالاخره بفرار قرار گرفت بضرورت عساكر منصوره بتخريب بلاد و بقاع و فتح امصار و قلاع و اسر و نهب و جر و جذب و باسبابى كه سبب حال شوكت [ احبا ] « 3 » و كسر صلابت اعدا باشد اقدام نمودند و بسيارى از قلاع صعبه [ را ] با سهل طرقى فتح كردند و مقابلان را بهاويه رسانيده ذرارى را بقيد اسر درآوردند و بيرون از حساب امصار و قرى و دور و كنائس و بيوت و بساتين را خراب و ويران كردند و تقريبا صد هزار اسير در غل و ذل كشيده بدار الاسلام آوردند
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 4 »
»
.
بالجمله بعز دولت آن حضرت عالى منزلت ، اين دولتخواه رايات حضرت رسالت عليه الصلاة و السلام را در طرف غرب درين نهضت به جائى رسانيدم كه از بدء نبوت الى هذه المدة هيچ احدى را ميسر نشد و حاشا كه اين كلمات در پيش سرير سلطنت آن فلك رتبت از سر تبختر يا روى تجبر باشد بل باعث برين آن است كه آن شاه دين پرور دادگستر را از كمال ديانت و فرط اهتمام بامور دينيه و اعلاء كلمة اللّه استبشارى و ابتهاجى حاصل شود و در زيادتى تقويت و تمشيت اين كمينهء مخلص صادق المودة كوشند و بنوازش خسروانه و عواطف پادشاهانه لحظة فلحظة محظوظ گردانند تا با مثال اين نوع طاعات عظمى شريك اعظم بوده بقدح معلى مخصوص گردند و اين فتح مبين
هامش
( 1 ) - عرفج كجعفر درختى است . . ( منتهى الارب )
( 2 ) - بغرقوا شعر بغرو بكسر اولهما پراكنده شدند بهر روى و هما اسمان جعلا اسما واحدا و بنيا على الفتح ( ايضا ) .
( 3 ) - كلمات بين دو قلاب در متن نامه نيست و قياسا براى اتصال كلمات متن يا به منظور تصحيح گذاشته شده .
( 4 ) - سورة الانعام 45