تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
و درفش كاويان در او مضمر بجانب فتح آن معطوف گردانيم و ساحت آن مملكت را بخلعت
« بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ »
« 1 » پوشانيده از خار و خاشاك معارض و منازع و خبث وجود مخالف و معاند پاك گردانيده در سلك ديگر ممالك محفوظ و منخرط سازيم . هر آينه قدم توكل بر جادهء اعتقاد نهاده از حضرت واهب العطيات مدد و يارى طلبيديم و از ارواح انبياء و اوليا استمداد همت نموديم و رايات همايون را به فتواى شرع و رخصت عقل از مقام محمود و طالع مسعود در حركت آورديم و بمساعدت بخت مساعد با لشكر نامدار و سپاه جرار چون ذرات آفتاب فراوان و چون قطرات سحاب بىپايان كه از هيبت آن كوه در لرزه افتد .
همه مردان دل پر جوش آهن پوش خارا كن * مصاف اندوز جنگ افروز اعدا سوز شير افكن
بدرقهء
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
« 2 » قلب و جناح را مدد و حامى شد و حارس و هو معكم اينما كنتم ميسره را ناصر و هادى گشته فتح و نصرت بر يمن و بخت و دولت بر يسار توجه نموديم و چنان كه عادت رايت دولت سرايت ماست كه بهر مهم كه عنان عزيمت بجانب تيسر آن معطوف مىگردانيم و التفات خاطر در وقوع جواذب آن بامضا مىرسانيم امارات تحقيق من صحيح العزيمة مساعدة التوفيق بر صفحات احوال آن مشاهده مىنمائيم
« هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ »
« 3 » بر وجنات آمال مطالعه مىكنيم چون بباب الجنة قزوين رسيديم مخبران باخبرت خبر به دو رسانيدند از وصول موكب ميمون و بر مضمون توجه حيث شئت فانك منصور در شأن ما واقف و مطلع شد قبل از آنكه چتر همايون سايه برنجد و هامون آن بلاد اندازد و عصابهء ظفر پيكر ظلال خود بگشايد امارات نصرت ما از عين مسرت برقام ( ؟ ) صفحات ليالى و ايام خود مشاهده كرد و علامت
« وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ »
« 4 » واضح و لايح يافت و معلوم كرد كه
هامش
( 1 ) - سورة الاحزاب 14 ( 2 ) - سورة المائدة 17 ( 3 ) - سورة الانفال 62 ( 4 ) - سورة الصافات 173