تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مىدانند : مثلا مخاديم ، اوضاع ملوك شكى و امراء قمق « 1 » و قيتاق ولوند را از ساير واليان نيكوتر مىشناسند . چه قرب جوار اقتضاى آن مىكند . بلى ! حاشا كه به اين جانب غيرت پادشاهى ( كذا ) از وقايع گذشته شكايت كنيم .
يك تير جفا نماند در جعبهء چرخ * كز واقعهء پدر بجانم نخليد
العبد يدبر و اللّه يقدر . مع هذا سد ثغور اسلام از واجبات حكام امت سيد الانام عليه التحية و السلام است و هر گاه بروم ايلى « 2 » عبور كرده بامر جهاد شروع مىكند ، بدبختانى كه در اطراف و جوانب‌اند بتضاد و تناقض درمىكوشند و اگر در مقام بروسا « 3 » صانه اللّه عن البأسا توقف مىنمايد ، تكفوران استانبول و آن حوالى باهل اسلام از گزندى خالى نمىباشند . با وجود اين همه غوغا و مشقت ، از اعليحضرت خاقانى ، اللّه يخلد ظلاله العالى ، مكاتيب مؤكده در باب سپارش زمرهء معاندان دين و دولت و راهزنان طريق شريعت سيما قرامانيان « 4 » بىامان و امثال ايشان درمىرسند و دولتخواه بىاشتباه از روى انقياد بفرمان بردارى سعى نموده نيشهاى اعداء را بالضروره نوش كرده ، حمود ( ؟ ) مىبوده ، حتى بواسطهء تسكين فتنه وصلت با آن چنان طايفهء جائز داشته آن نيز مفيد نشد و الحال بجز مدافعه چاره‌اى نيافت و تفاصيل حالات بقرولتاى ايلخانى رجوع كردن مشكل و اغماض عين هم از آن ممر متعسر لا جرم الخير ما اختاره اللّه گويان ، چون فائدهء اهل ايمان در دفع مضرت قرمانيانست ، بتوفيق اللّه تأخير و تراخى جائز نخواهيم داشت ، تا كه از پردهء تقدير چه گردد ظاهر . ملتمس آنكه شايد در هنگام مقارنت ركاب همايون آن عاليحضرت ، ازين ممر حكايتى واقع شود ، كلمهء خيرى دريغ ندارند . زيرا ايلچى اين سعادت خواه هم روانه
هامش
( 1 ) - ظاهرا : قپق كه همان نواحى قفقاز باشد ( 2 ) - يعنى متصرفات عثمانى در اروپا ( گوشه جنوب شرقى شبه جزيره بالكان ) ( 3 ) - شهر بروسه پايتخت سلاطين عثمانى قبل از فتح ادرنه ( 4 ) - تركمانان قرامانى يعنى صاحبان بزرگترين قسمت از تقسيمات آسياى صغير در اوائل قرن نهم . ناحيهء قرامان در مركز شبه جزيرهء آناطولى و پايتخت آن لارنده بوده و قرامان همانLycaoniaباستانى است ( رجوع شود به ترجمهء اراضى خلافت شرقيه تأليف لوسترنج ص 152 )