جواب
روزگار مساعدت آثار بر وفق مرام آن شهريار كامكار و سلطنت مآب نامدار ، ملك اعظم و بزرگوار اكرم ، سرو رياض شجاعت و غنچهء باغ عدالت ، قلزم حيطهء جهانبانى و لجهء بحر كامرانى ، ظهيرا للدولة و معينا للضعفاء و الفقراء ، المؤيد من عند اللّه الغفار ، ابو المواهب سلطان خليل شيروان شاه فرخ يسار ، ايده اللّه و ادامه فى عيشة راضية و جعل مقامه فى جنات عالية ، تا قيام قيامت دائر و چرخ دوار حسب المطلوب سائر باد .
انه رؤوف بالعباد .
درين ولا نامهء نامى و ختامهء گرامى خواجه محمود باكويى ، رزقت سلامته در ساعت متبركه ، از سمت كفه رسيد و بزم طرب افروز را بقدوم ميمنت رسوم پر نشاط ساخته ، ابراز كرد و بعد از تعظيم و تبجيل ملوكانه :
نامه را چون باز بنمودش دبير * خواند سر تا پا بوجه دلپذير
بود مضمونش چو مشعر بر وفا * دال هم بر صحت آن نيك را
از بشاشت شكر حق كردم روان * گوش بنهادم فرا مضمون آن
و آنچه در اظهار محبت قديمى و مودت صميمى ايراد نموده بودند ، ازين جانب نيز يكى هزار ملحوظ آن نامدار گشته ، اين اتحاد را من المهد الى اللحد شمارند و در باب توجه اعلى حضرت خاقانى ، شاهرخ گوركانى مدظله العالى ، بجانب آذربايجان نوشته بودند ، سمت وضوح يافت و باعث تأكيد يك جهتى افتاد . آرى ، ايشان قبل - ازين نيز در باب منازعهء قرا يوسف ، برخى به اين هوا خواه نوشته ارسال فرموده بودند و نكتهء شاهانه درو درج كرده ، جواب شافى اين مخلص ديگر بموقف عرضشان رسانيده شد . اما هر كس از حكام ضرر و فائده خود و همسايگان خويشتن را از ديگران بهتر