تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

« صورت محبت نامهء سلطان خليل اللّه حاكم شروان بسلطان محمد خان غازى »

امير شيخ ابراهيم ( متوفى در 801 ه ) پدر امير خليل اللّه معروف بسلطان خليل معاصر تيمور و در آخرين جنگ تيمور بر ضد توقتمش خان با او همراه بود و پس از او پسرش سلطان خليل ( 867 - 801 ) بر جاى وى نشست و اين شخص همان است كه در سال 860 با سلطان جنيد ، جد شاه اسماعيل صفوى ، مقابل افتاد و سلطان جنيد درين جنگ بقتل رسيد و به همين جهت پس از آنكه شاه اسماعيل بانتقام خون پدر خود سلطان حيدر پسر همين شخص يعنى فرخ يسار ( 906 - 868 ) را كشت جسد خليل را نيز از قبر درآورد و آتش زد . امير خليل اللّه با خاندان تيمورى بستگى داشت و دختر ميرزا ابابكر را بزنى گرفته بود . توضيح آنكه پس از شكست ميرزا ابابكر در جنگ با قرا يوسف و كشته شدن وى درين معركه ، تنى چند از خاندان او من جمله دختر كوچكش باسارت درآمدند و قرا يوسف دختر را بزرگ كرد و بزنى گرفت . بعد از فوت قرا يوسف كه شاهرخ به تبريز آمد ، دختر پيش شاهرخ آمد و امير خليل اللّه او را خواستگارى نمود . ( رجوع شود بمطلع السعدين در وقايع سال 823 ) زندگانى مجلس عالى حضرت خداوند اعظم و خداوندگار معظم ، مالك رقاب - الامم ، فهرست كتاب سلطنت و ديباچهء رسالهء خلافت ، الغازى فى سبيل اللّه ، المجاهد لوجه اللّه ، المؤيد من عند اللّه الملك الصمد ، عماد الدولة و . الدنيا و الدين ابو النصر سلطان محمد
بهاء دولت و دين آن شهنشهى كه جهان * ز يك نتيجهء رأى تو صد بها آرد
بها و قدر تو هر دم زيادت است آرى * چو در نفيس بود لاجرم بها آرد
در اقتناء اسباب شادكامى و اعتناء باكتساب خوب نامى و تيسير مقاصد دولت و