تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
درين وقت كه جناب امير اعظم ، مقرب الحضرة العالية ، جمال الدين چنگيز بهادر و معتمد الخواص ، حاجى كوچك از آن حضرت رسيدند و وفور اهتمام و صنوف اشفاق و اختصاص حضرت سلطان اسلام را كه معاينه مشاهده كرده بودند بمواجهه رسانيدند . رياض دولتخواهى اگر چه ناضر و نامى بود ، فاما باستماع اين كلمات نضارت تازه و طراوت بىاندازه يافته و موارد اتحاد و وفادارى ، هر چند صافى و شافى بود ، رونق ديگر گرفت و بر حسن اعطاف و اعتناى آن حضرت اعتماد كلى و استظهار اصلى بحصول پيوست و چون حضرت ملك ايلخانى ، در روضهء عز و جلال ، نهالى است راسخ و بر فلك شرف و اقبال ، هلالى است لايح و شامخ ، امثال اين ملطفات و مراسلات بديع و غريب نمىنمايد كه « لاغر و من المسك ان يفوح و من البدر ان يلوح » . اشارت همايون كه در هر باب بقلم گوهر بار درر نثار درآمده بود ، خصوصا جهت شرايط موافقت و قواعد مصادقت و مظاهرت كه آن حضرت را ارثا و اكتسابا پادشاه جهان مىدانيم ، اميد واثق و رجاء صادق كه بنيان عهد و ميثاق بنوعى استحكام يابد كه به هيچ وجه من الوجوه در آن وهنى متصور نباشد ،
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ
« 1 »
وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ
« 2 » . شاهد دوست و دشمن و قصاد و حساد تواند بود و از دور و نزديك و ترك و تازيك ، آثار آن بظهور پيوندد و صورتى كه موجب نقض عهد و ميثاق باشد بظهور نيايد و در جميع احوال ، قوانين اخلاص و يك جهتى و يكتادلى ممهد داند و چون بيمن دولت قاهره هر ولايت از ممالك بجانبى مفوض و مسلم [ است ] ، مملكتى كه در تصرف پادشاه سعيد سلطان اويس انار اللّه برهانه بوده ، التماس نموده كه بدين دولتخواه ارزانى فرموده ، مسلم باشد و اين دولتخواه بمعاملهء شام و شامات مشتمل بوده همواره ايلچيان و بيلاكات مصر و شام و شامات ، بپايهء سرير اعلن اعلاه اللّه روانه گرداند . ديگر ساير حكايات بتقرير ملك الاكابر حواله رفته كه در هنگامى كه محل داند بمعرض عرض و موقف انهاء رساند .
هامش
( 1 ) - سوره الواقعه 52 / 5 ( 2 ) - سوره الحاقة 69 / 16