تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
بلكه وابستهء تقدير الهى است . فاما اگر حكام همجوار مسلمانان عالى تبار مىبودند ، اندوهى دست نمىداد و العياذ باللَّه كه فرصت بكفار خاكسار درافتد و معلوم عاليست كه در واقعهء جد مغفرت پناهم اكثر بلاد مفتوحه مثل سلانيك و غيره از قبضهء اسلاميان بيرون رفت .
ما قصهء فتنه را چگوئيم اى دوست * از غمزهء شيوه كار جانانش پرس
از آنست كه در امور سلطنت و خلافت تفرد را اختيار كرده‌اند و الخير ما اختاره اللَّه . و احوال قره‌يوسف را متحيريم . اگر طلب عذر او از آن درگاه نمائيم ، شايد در معرض قبول نيفتد و اگر در ولايت خود راه نمىدهيم بگفتهء : هر كه دست از جان بشويد هر چه در دل دارد بگويد و از ضرورت بلكه مرتكب انواع فضاحت گردد و به احكام همجوار ، مثل قرمانيان و حميديان و اسفندياريان و طورغوديان و ذوالقدريان ، متفق شده ، با سلاطين مصر نيز در پيوسته ، از شومى هر يك امر غزا معطل ماند . نه آنكه شير مردان روم را از جمعيت شغالان گزنديست ، يقين كه مشغلت بغزا انسب و اولى از دفع امثال اين غوغاهاست . زيادت چه نويسد و الامر اعلى « 1 » .
هامش
( 1 ) - مجموعهء فريدون بيك جلد اول ص 151 و منشآت حيدر ايواوغلى نسخهء م . ب