استمالت نامهء شاهرخ بميرزا احمد ميرك بن ميرزا عمر شيخ بن تيمور
ميرزا احمد بمناسبت قتل چند نفر از اطرافيان الغ بيك از شاهزاده ترسيد و عزم كاشغر و پناهندگى بمغولستان پيش محمد خان نمود . حضرت خاقان سعيد خبر عزيمت او شنيد ، توكل نوكر او را با استمالت نامه بخدمتش فرستاده مضمون آنكه : ( مطلع السعدين جلد دوم )
اطال اللّه بقائه فى خلود السعادات الابديه و حصول المرادات السرمدية ، وفور سلام و صنوف تحايا كه نسيم آن از محل فيض اشفاق باشد و برياض نفحات حفادت گذرد ، مزين بتربيت مهربانى و محلى بحليهء تعطف جاويدانى تأمل نمايد و همگى خاطر عاطر و جملگى ضمير متعلق احوال شناسد و اشتياق و آرزومندى بملاقات عزيز فوق الحد تصور كند . توفيق ذوق تلاقى مقدر باد .
شانزدهم ربيع الأول از دار السلطنهء هرات انفاذ مىنمايد ، در حالتى كه شكر مواهب يزدانى واجب است لله الحمد و المنة . چنين استماع ميرود كه ميان او و فرزند الغ بيك ، به مجرد سخنان نامعتبر اهل فساد ، صورتى كه متضمن تشويش بلاد و عباد باشد ، روى نموده و اين خبر در مملكت عراق بما رسيد و بسبب بعد مسافت ، بتدارك آن نپرداختيم و چون بدار السلطنهء هرات رسيديم ، شنيديم كه آن فرزند عازم مغولستان است . بغايت بديع و بعيد نمود . چه كمال اهتمام اين جانب نسبت با برادران و فرزندان من المهد الى اللحد ، معلوم دارد . وثوق كامل و اعتماد شامل آنكه از سر استظهار تمام متوجه شود تا بناى پدر و فرزندى كالجبال الراسيات ثابت باشد . اين صورت [ كه ] از روى رعايت صلهء رحم و راه مسلمانى و غمخوارى مسلمان رفع افتاد ، از تكلف