در يونان « 1 » ( ؟ ) ميسر گشته و بعد از آن بشر ذمهء قليله كه از دويست تا هزار نفر همين ( ؟ ) بوده بفرمودهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 2 » بميدان شهامت درآمده ، غزا را شعار و جهاد را كسب و كار دنيوى و اخروى خود ساخته ، بعناية اللّه تعالى تا الحال كه دور چهارمين ماست بل پنجمين ، روز بروز نور دولت گيتى افروز ما چون مهر منير عالمگير است و قلاع و بلادى كه ما از تكفوران ملاعين گرفتهايم سلاطين ماضى و حال آن را در خواب و خيال نديدهاند . چه ملاطيه و سينوب مقدار كنگرهء برجى از آنها نمىشود و آنچه ماجراى ما را با حكام قسطمونى و قرمان و امثال ايشان شنيدهاند ، بنابر عدم اتفاق آن طوايف مختلفه خصوصا در حين توجه ما بغزاى غرا و تطاول ايشان بممالك محروسه ، بالضره لازم همى آمد و گرنه دنيا و مافيها در مقابلهء نظر همت ما به قدر كه پرهاى نيست و اگر ما بتخريب بلاد و تعذيب عباد عزم جهانگيرى مىنموديم از شرق تا بغرب تصرف آسان بود . لكن بفحواى الاهم فالاهم هميشه بدفع معاندان دين محمدى كوشيده سلاطين اسلاميان امصار ، بعشق سيد مختار ، از صميم قلب هواخواه و جانسپار ما اند و گويا كه جميع ملك ايشان از آن ماست و از كثرت جنود خويشتن كه گفته بودند و سپاه ما را اكثر گبر زاده خوانده در او عيبى نيست جميع اصحاب و انصار چنين بودهاند و اولاد نامسلمان باانصاف از نسل مسلمانان بىانصاف بهتر و خوبتر و نصر و توفيق بكثرت و قلت لشكر نيست بلكه بتأييد الهى موقوف است و غالب و مغلوبى نيز هر دو سنت اولياست و در ضمن هر كسرى فتحى ضم و پدر بزرگوارم « 3 » اتار اللّه برهانه بعد از غلبه بر حزب كفار نگونسار از غدر نحيفى « 4 » از زمرهء اساراى كفرهء فجره على الغفلة شربت شهادت چشيده داخل جنات عدن گشتند . از ما چه كاست . و بعد از تعرض ايشان بسيواس و هتك عرض بلاد اسلام ما چه گوئيم . غيرت از جناب حق است و مقصود شما
هامش
( 1 ) - فريدون بيك ايضا : در نومان ( ؟ )
( 2 ) - سورهء بقره 251
( 3 ) - مقصود سلطان مراد اول است كه در ميدان جنگ « قوص اوه« Kossovoكشته شد
( 4 ) -Miloch Obilitch