دلت از كار سرد شده است . از عقل و دولتخواهى تو بسيار دور بود كه گوش به حرفهاى واهى بدهى . اين توهّم يا بهجهت ترديد در التفات ماست كه در حدّ كمال است و يا براى شبهه در محبت و ميل جناب صدراعظم است كه در اين مدّت سفر فرنگستان تو هميشه در حضور ما ، طالب جلوهء خدمات تو بوده و بجز تمجيد از كارهاى تو به يك كلمه متكلّم نشدهاند . از مثل تو نوكر عاقل و صديق بسيار غريب بود كه خيال چنين ترديدات را كند .
در كمال اطمينان و قوّت قلب بايد شروع در خدمات دولت عليه نموده و انجام بدهد .
ناتمامى خدمت ، با اين همه اسباب و فراهم آمدن مقدّمات و موقع بسيار حيف است .
درين صورت پيش نرفتن كارها اگر باعث تقصير تو و كممرحمتى ما شود امر ديگرى است . امّا زحمات نوكر و بيرون آمدن از عهدهء خدمت و ختم كارها البتّه دليل كمال مرحمت خواهد بود ؛ خاصه در حق مثل تو نوكر صديق صادق . تحريرا فى 23 شهر ذى قعدة الحرام سنهء 1274 .
ناصر الدين شاه در صدر نامه به خط خود نيز نوشته است :
امين الملك البتّه گوش به حرفهاى مزخرف نداده مشغول خدمات دولتى كما فى السابق باش و امورات دايرهء دولتين ايران و عثمانى را به زودى بگذران و يكطرفى كن . حسن كفايت تو در اين امر بايد ظاهر شود . سنهء 1274 .
- 42 - دستخط ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله دربارهء نظم اصفهان و قاطرهاى كاشى
امين الدوله نمىدانم چه مىكنيد . خبر تازه باشد بنويسيد . [ كاغذهايى ] كه وزير دول خارجه در باب سيّد عبد الله به درياصاحب نوشته بود نمىدانم ديدى يا نه . در باب عمل چاپارخانه و قرار حكّام ولايات ، بخصوصه قرار و نظم اصفهان بنا بود با دبير الملك حرف بزنيد . البته در اين چندروزه بايد حرف زده ، اين قرارها بهطور مصلحت دولت تمام شود . پول معير الممالك رسيده خان را هم به ميرزا ربيع بگو تحصيل كند . زياده فرمايشى نبود - 1275 .
در حاشيه :
قاطرهاى كاشى را آوردند يا نه .