تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
كه اعليحضرت امپراطور و ملكه به تماشاخانهء بزرگ مىرفتند ، چند نفر از آنها كه در همان روز از لندن آمده بودند ، در نزديك تماشاخانه ايستاده و به محض رسيدن كالسكهء امپراطور بدان موضع سه چهار نارنجك كه تازه در فرنگستان ساخته‌اند كه بىآتشى به محض زمين زدن مىتركد ، پىدرپى به زير كالسكه انداخته‌اند . نارنجكها تركيده كالسكه را شكسته يك اسب كشته و دو نفر صاحب‌منصب كه با امپراطور نشسته بودند نيز كشته شدند . قريب چهل نفر هم از اطراف مجروح ، ليكن به حمد الله از تفضّل خدا اذيتى به امپراطور و ملكه نشد . فى الجمله صورت هردو زخم شد . هردو به تماشاخانه رفته و به زودى بيرون آمده ، از براى خشنودى در ميان مردم گشته ، فردا را نيز زن و شوهر تنها سوار شده ، در كوچه و بازار به جهت خوشحالى مردم تفرّج فرمودند . از اينجا شأن و حالت امپراطور فرانسه معلوم است . سبب ماندن اشرار در لندن ، به واسطهء آن است كه ملت انگليس آزادترين ملل روى زمين است و دولت انگليس نمىتواند رعيتى را از لندن بيرون كند . با وجود اينكه مكرّر اين اشرار از جانب دولت فرانسه خواسته شده دولت انگليس نمىتواند بدهد ، اگرچه هم به جنگ عظيم بكشد . از اينجا هم حالت دولت و قوّت و آزادى ملت انگليس معلوم مىشود . و امّا تفصيل سفارت كبرى ، به سر مبارك خودت از روى صدق عرض مىكنم ، چون مىدانم كه اين عريضه [ را ] بجز خود شما كسى ديگر نخواهد ديد . بسيار كم اتفاق مىافتد كه همچه سفارت خيرخواهى به اين شأن به لندن بيايد . يا مطالب دولت ايران به اين قسم گوشزد دولت انگليس شود . امّا چه فايده كه اين زحمتها و گفتگوها به بعضى جهات كه عرض نمىتوانم بكنم ، چندان حاصلى ندارد . خدا مىداند كه كسى امين الملك نمىشود كه اين‌قدر طالب خير دولت و ملّت خود باشد . بارى اين فقرات باشد ان شاء الله تا زمان ورود . الحق انگليس‌ها زياد خوب رفتار كردند . يك ماه توقف سفارت قريب هفت هزار تومان خرج كردند ، بخصوص احترام زياد كردند . امّا چيزى به اتباع داده نشد ، به واسطهء اينكه نشان دادن رسم دولت انگليس نيست . چيز ديگر هم كه مناسبت نداشت . زياده عرضى ندارم .
هامش
فرانسه ، 1852 رژيم امپراتورى را از نو برقرار كرد و تا 1858 ، يعنى هنگامى كه فرخ خان در اروپا بود ، دوران استبدادى خود را پيمود . در 1853 زنى از نجباى اسپانيائى به نام « اوژنى » را گرفت . امپراتريس نفوذ زيادى بر ناپلئون سوّم داشت . سياست ارتجاعى داخلى و تعرّضات خارجى وى ( من‌جمله قشون‌كشى به مكزيك ) منجر به خلع وى پس از شكست از آلمان گرديد . ناپلئون سوم در 1873 در انگليس فوت كرد ( مخزن الوقايع ، چاپ دانشگاه تهران ، 1344 ، ص 434 ) .