تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
مىگويند : از چادر اهل اردوباد آتش آورده . اگر اين‌طور است آن حاجب چادر و كسى كه قورخانه را آنجا پايين آورده و حكم كرده معيّن شود .

خط محمد شاه قاجار :

فرخ خان محصّل است . سيّد حسن خان ، ميرزا مرتضى خانخانى ، ميرزا جعفر كوسه ، ميرزا نبى خان و صدور ديوانخانه را ببر آنجا كه در يك جا حقيقت اين امر به ما معلوم شود . حكم صريح بنويسند . »

- 13 - دستخط محمد شاه قاجار راجع به نظم اردو و دستور شاه براى جلوگيرى از سروصداهاى ناهنجار . . . كر كه نيستند فرياد يعنى چه !

نيم‌ساعت به غروب مانده بايد ديگر معامله و صدا و فرياد هيچ نباشد . پيش قراولها مضبوط بايستند . آنچه قراول پيشتر فرضا دشمنى شب ببيند ، فرياد بالمره نامربوط است . به فوج و سرهنگ خبر مىدهند . اگر نزديك آمد صد قدمى آن وقت بايد از دستهء قراول ، تفنگ بيندازند ، و يك نفر آدم معقول ، آن سرهنگ به سراپرده مىفرستد كه فلان امر اتفاق افتاده و چنين شد كه خبر داشته باشم . و به صداى واهى دروغ مبادا از قراول تفنگ انداخته بشود ، صدا بالمره روز و شب نامربوط است . سرهنگها به تابينها درين صدد باشند كه ترك بدهند ، كر كه نيستند ، فرياد يعنى چه . وقت كوچيدن صبح هم كه بار مىكنند ، سرباز با تفنگ پيش روى چادر صف بكشد ، باقى ديگر ، بار كنند بىصدا . خلاصه اينكه با صدا و قال‌مقال بسيار بدم ، بسيار بدم . از سوار بىنظام و اردوبازارى پدرسوخته كه دائم فرياد بىجهت مىكنند باز بايد آن سرتيپ و سرهنگ خبردار باشد . كسى كه بىجهت فرياد مىكند يا تفنگ لغوى مىاندازد فورا بگيرد حبس كند . نگويد از فوج من نيست ، به من چه . نظم قشون همه بسته به سر كرده‌ها است . دل بسوزانيد ، دربند نظم تابين باشيد .

- 14 - عريضهء شاهرخ ميرزا از سرداران افغان در محاصرهء هرات به محمّد شاه قاجار مبنى بر استيصال و تقاضاى توجّه و دستور كتبى شاه به خط خود