و اقامهء براهين نموده است بر اينكه آن دو سبب اوّل را مدخلى چندان در حصول ثروت مملكت نيست ، چيزى كه مسلما نتيجه و ثمر آن در مملكت مىنمايد زراعت است و دولت فرانسه وقتى شروع در ترقّى نمود به اين فايده برخورد و در ترويج زراعت كوشيد .
پاره [ اى ] فقرات هم در متفرعات اين مطالب از اين قرار در كتاب بيان كرده است .
دولت بايد در تربيت هوش و صحّت بدن رعايا كمال كوشش را به عمل آورد و نگذارد كسى در دولت اضطراب فاقه و تشويش آينده داشته باشد . طورى كنند كه زندگى مايهء راحت خلق باشد نه مايهء محنت آنها .
در ميان دول ، دولتى كه دستش پر از سيم و زر باشد حكم دارد بر آنكه دستش خالى است . اين زر و سيم را يا بايد از معادن مملكت بدست آورد و يا اگر نباشد كوشش بايد كرد از دولتى كه معادن دارد به واسطهء تجارت و فروش اجناس تحصيل نمود .
تجارت داخلهء مملكت بر وجوه مملكت نمىافزايد ، زيرا كه جنسى خارج نشده كه نقدى داخل شود ، پس در اين قسم تجارت نفع يكى از رعايا ضرر ديگرى خواهد بود . بايد به خارجه بيش از آن بفروشند كه مىخرند .
پادشاه نبايد جمع خزاين كند ، بلكه بايد سعى در بهرهورى رعاياى خود نمايد .
سلاطينى كه مبسوط اليد و مقتدر هستند ، يعنى هرچه مىخواهند مىكنند ، نفوذ احكام آنها بيش از سلاطينى نيست كه [ با ] « 1 » قوانين دولتيه سلطنت مىنمايند .
- 393 - راجع به بارخانهء مؤيد الدوله ، اجازهء اعزام نورچشمى فضلعلى به حضور ، براى قصيدهخوانى ! و موضوعات ديگر
نويسندهء نامه ناشناس ، و بدون مهر و تاريخ
هو الله
مخدوم مكرّما اولا موقع اين است كه در گوشهء كاغذ نواب مؤيد الدوله « 2 » دو
هامش
( 1 ) . در اصل : به
( 2 ) . به احتمال قريببهيقين مراد طهماسب ميرزا مؤيد الدوله ( درگذشتهء 1297 ه ) پسر دوّم محمد على دولتشاه ، پسر اكبر فتحعلى شاه قاجار و داماد عباس ميرزا نائب السلطنه و برادر امام قلى ميرزا عماد الدّوله است كه در سال 1237 هجرى قمرى در دستگاه عموى خود عباس ميرزا نائب السلطنه وارد خدمت شد و -