كه چهقدر در اين چند سال از شدّت بىحالى و بىاهتمامى او ، آن را بلوچ چهقدرها تاختوتاز كرده و چه خسارت به مردم عايد شده « 1 » و هرچه اولياى دولت او را از اين حالت ممنوع داشتند مفيد نيفتاده بىنظمى و بيحالى او روزبهروز زيادتر مىشود .
محمد ابراهيم خان يزدى به جهت حكومت آنجا حالا پنجهزار تومان نقد پيشكش مىدهد ، سالى پنجهزار تومان علاوه بر ماليات ديوانى متقبّل مىشود كه به ديوان اعلى بدهد ، و همه قسم متعهّد نظم معابر و مسالك آنجا مىشود كه ابدا اختلاف نظمى ظاهر نشود ، در اين صورت ، منفعت و فايده در همهحال و همهجهت از براى ديوان حاصل و مترتّب است . وكيل طبس هم همچه خانوادهء اجاقى نيست كه باوجود همه قسم بىنظمى او كه ظاهر مىشود و منفعت بيّن كه به ديوان مىرسد « 2 » نتوان دست به او زد و جميع حالت او را محض اين متحمّل شد .
حسب الامر ، جنابعالى محمد ابراهيم خان را احضار فرموده قرار عمل پيشكش و علاوهء ماليات آنجا و تعهّد نظم راه را با او قرار بدهيد ، و به خاكپاى مبارك معروض داشته كه به حكومت آنجا سرافراز شده برود ، البته به زودى قرار اين عمل را بدهد و به عرض خاكپاى همايون برسانند . چون حسب الامر قدر قدر همايون روحنا فداه بود ابلاغ نمود .
امر العالى مطاع .
- 370 - ادّعاى يوسف قورخانهچى از امين الرعايا
نامهاى است اديبانه ، شبيه به خط و انشاى ميرزا على خان امين الدوله ، ولى در متن نامه اشاره به « ميرزا محمد خان » دارد كه ممكن است اقبال الدوله باشد .
قربانت شوم در زوال ظهر و شدت حرارت هوا از پلههاى باغ كامرانيه درجه بهدرجه عروج كرده نفس گسيخته و عرق ريخته و آتشم از نهاد انگيخته ، در درب باغ مثل يابوئى كه مبتلا به طپش قلب باشد نشسته بودم و خاطر به خويشتن مشغول . ديدم يوسفى پيراهن يعقوب را آورده پاكت رقيمهء عطوفت ضميمهء عالى را دارد . مهر از سر نامه برگرفتم و درين وقت ظهر و اشتداد حرارت ، يخ كردم . زيرا چندين مرحله اشتباه
هامش
( 1 ) . در اصل : شد
( 2 ) . ظاهرا نمىرسد صحيح است .