شد ، و حكومت به مقرب الخاقان ميرزا زكى « 1 » ، وزير و مرجع امورات جناب دبير الملك [ واگذار ] شده [ است ] .
چون مخلص از اين طرح جديد كه در هذه السنه مقرّر است ، به هيچوجه اطلاعى ندارد و نمىداند به چه نوع بايد آدمى مقدّم به اظهار عرايض شود كه مورد بحث از روى قاعده نگردد و بالمرّه هم به عرايضى مشرّف شود ؛ چون شخص وجود محمود سركار را بذاته خيرخواه عامّهء ناس مىداند ، و به چندين دليل بل به تجربه نيز يقين كرده كه در اين خيال ، خاطى نيست بلكه بسيار درست فهميده ، خصوصا از مقامى كه از روى اضطرار ملجأ به اشاره نيز بشود ، مثل آفتاب روشن است كه جز اشارت به جادهء مستقيم نجات و راه صواب فلاح ، به امر ديگر دلالت نخواهند فرمود . افوّض امرى الى اللهگويان به نگارش اين ذريعه پرداخت . اگر به نظر شريف آمد كه با يقين به مراتب مرقومه از افوض ، رايحهء تشكيك استشمام مىشود ، سلّمنا و صدّقنا ، هنوز آن نفس قوى كه برتر از آفرينش حضرت خليل باشد در كجا است كه با ربّ جليل به آن مقام درآيد و به برهان و دليل براى اطمينان قلب ضعيف خواست . پس اينها در حقيقت نه از راه ترديد است بلكه از روى ضعف نفس بشريّت خواهد بود .
دبير الملك با مصطفى قلى خان سابقهء و داد دارد ، بهقسمى كه اندكى از آن معلوم رأى شريف هست . در اين صورت مات و متحيّر است كه با وجود مختاريّت ايشان در امور همدان ، حالت اين بيچاره و فقراى اداره جز آن ، چه نوع خواهد شد كه منجر به
هامش
داخلى دخالت داشته است . در سال 1266 قمرى براى دفع سيّد يحيى دارابى كه مدّعى نيابت باب بود از شيراز به نيريز مأمور شد و به قلعوقمع او و اصحابش موفق گرديد . در سال 1297 ه . ق كه شيخ عبيد الله پسر شيخ نقشبندى از رؤساى مذهبى و صوفى مسلك كرد در حدود جنوب غربى آذربايجان و كردستان ايران به تحريك بيگانگان فتنهء عظيمى برپا نمود ، اين شخص كه در آن هنگام رئيس قشون آذربايجان بود ، دولت او را به همراه حمزه ميرزاى حشمت الدوله به دفع ياغيان فرستاد . محمد حسن خان ( صنيع الدوله - اعتماد السلطنه ) پسر چهارم حاج على خان مقدّم مراغهاى فرّاشباشى ناصر الدين شاه در يادداشتهاى روزانهء خود مىنويسد : 17 شوال 1298 شنيدم كه مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه قراگزلو ميرپنجه يا امير تومان كه سردار عساكر آذربايجان بود در ارومى مرحوم شده است . از مرگ هيچ مخلوقى خوشحال نيستم اما اين مرد كه لقب پدر مرا داشت و با هزار تومان پيشكش به شاه و امين الملك [ منظور ميرزا على خان امين الدوله ] اين لقب را گرفته بود خيلى از دادن اين لقب به اين شخص ناراضى بودم » . ( به تلخيص از جلد 4 ، ص 115 شرححال رجال ايران ) .
( 1 ) . ميرزا زكى : احتمالا مراد ميرزا زكى ضياء الملك است كه در دورهء ناصر الدين شاه مشاغلى برعهده داشت ( شرححال او در جلد 5 ص 104 شرححال رجال ايران آمده است ) .