كمال اميدوارى به جهت بيگلربيگى خواهد بود و مايهء اين خواهد شد كه بيگلربيگى خانوارى از آنها به مشهد مقدس بياورد كه نشانهء خدمتگزارى و چاكرى به اين دولت باشد .
ديگر ششصد تومان مواجب بيگلربيگى در مشهد بود حسام الدوله « 1 » به خرج ديوان آورده است و به بيگلربيگى نرسيده است . مقرّر بفرمايند مواجبى كه به خرج ديوان آمده است حسام السلطنه حكما در وجه بيگلربيگى كارسازى نمايد .
در باب خود عاليجاه محمد حسين خان و همراهان ، استدعاى منصب با مواجب كه اولياى دولت لايق بدانند به جهت سرافرازى خود دارند . اگر همهء همراهان عاليجاه محمد حسين خان را درخور هريك ، القابى كه دولت لايق بدانند خواهند فرمود ولى چند نفر از كدخدايان معتبر هزاره است كه حالا در ركاب همايون هستند و از جمله كسانى مىباشند كه اهل و عيالشان به جام و باخرز آمدهاند ، « 2 » استدعاى منصب و مواجب دارند كه در سرحد جام و باخرز به سرافرازى و اميدوارى مشغول خدمت شوند و اسامى ايشان از اين قرار است .
عاليجاه محمد حسين ، علاوه از استدعاى منصب و مواجب ، استدعاى شمشير و خلعت دارد .
كدخدايان معتبر هزاره كه استدعاى منصب و مواجب دارند : رضا بهادر - ارباب خالق - على بهادر - حسين بك - عظيم بيك .
حاشيهء عريضه به خط ناصر الدين شاه « 3 » :
فرمان به شاهزاده كه ماليات باخرز كه دو هزار تومان است از بابت مواجب سوارهء هزاره بدهند .
حسب الاستدعاى بيگلربيگى ، شاهزاده نوشته است كه پانصد سوار مىدهم كه از هرات تا مشهد را حفظ كنند و در عوض جيره و عليق به سوار داده شود . اين موجب مىشود به اينطور كه دو هزار تومان باخرز محسوب مىشود ، ما بقى دستى مرحمت مىشود . التزام راه را هم بايد بدهند .
حكمى به عهدهء شاهزاده صادر شود كه گروى هزاره ، هرقدر خانوار كه به ارض
هامش
( 1 ) . احتمالا اشتباه كاتب و منظور حسام السلطنه است .
( 2 ) . در اصل : است
( 3 ) . اكثر اعداد به سياق است و به لطف دوست فاضل ارجمندم عماد الدين شيخ الحكمائى خوانده شد .