- 323 - نامهء آقا سيّد صادق طباطبائى « 1 » دربارهء تقاضاى رفع ظلم از خانوادهء حاج ميرزا ابو تراب و تلويحا شكايت از حاكم همدان
پشت نامه مهر بيضى متوسط به سجع « صادق الحسينى الطباطبائى »
عرض مىشد كه عمده مطلب ، استقامت وجود شريف جناب جلالتمآب عاليست . و بعد مزاحم مىشوم آنكه جناب مستطاب عمدة العلماء الاعلام و قدوة الفضلاء الكرام فخر المجتهدين كهف الحاج حاجى ميرزا ابو تراب كه از جملهء سادات رضوى و علماء مسلّمهء همدان است ، بلكه از هرجهت از ايشان بهتر و مسلّمترى در همدان نيست ، بهجهت تعدّى بعضى از وابستگان مقرب الخاقان سركار حاكم همدان ، اخوى ايشان جناب سيادتانتساب قدس الالقاب حقايق و معارف اكتساب آقا ميرزا عبد الصمد به شكايت آمدهاند به طهران و به جهت همين ، كسان حاكم برداشتهاند شكايت هرچه خواستهاند از اين بيچاره سيّد عزيز بزرگوار نوشتهاند و او را متّهم ساختهاند . قضيّه به عكس شده است ، سهلست كه در همدان سركار حاكم همدان هم در مقام كمالتفاتى با جناب معظّم اليه و كلّ سلسلهء ايشان كه از نجباى سادات همدان هستند برآمدهاند و آدم گذاشتهاند در خانههاى ايشان ، و در مقام بىاحترامى برآمدهاند با ايشان ، و به اين اعتبار عريضهنگار شدهاند خدمت جناب جلالتمآب عالى . عريضهء ايشان را دادم به آخوند ملا محمد تقى آدم خود به نظر عالى برساند . با وجود نهايت التفات جناب جلالتمآب عالى با قاطبهء سلسلهء علماء ، خاصّه سادات از علماء ، خصوصا اين سلسلههاى قديمه كه معروفاند در شرافت و نجابت ، اينگونه سلوك با علماء درست نمىآيد . استدعا آنكه در مقام التفات برآمده رفع ظلم از هر دوى ايشان ، بلكه سايرين فرموده به انواع نوازش و اعزاز سرافراز فرمايند كه به آسودگى مشغول دعاگوئى دوام دولت قاهره باشند و مراجعت نمايند بر سر عيال خود ، و ديگران هم فارغ البال دعاگو باشند و البته ان شاء الله دريغ نخواهند فرمود . زياده عرضى ندارم . و السلام و ادام الله اجلالكم العالى .
هامش
( 1 ) . آقا سيد صادق پدر ميرزا سيّد محمد طباطبائى معروف به سنگلجى كه در دورهء خود از روحانيون طراز اوّل تهران محسوب مىشدند . ميرزا محمد صادق طباطبائى از رجال دورهء مشروطيت هم پسر ميرزا سيد محمد طباطبائى ( سنگلجى ) مذكور در فوق است ( شرححال رجال ايران ، ج 3 ، ص 409 )