تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

- 322 - نامهء ميرزا على خان ( امين الدوله ) به آجودان مخصوص « 1 » ( اقبال السلطنه بعدى ) نامه به خط ميرزا على خان است نورى بيچاره چرا كشته شد . اين چه مملكتى است ، و الله بايد گريخت

قربانت شوم عجب اوضاعى است نمىدانيد چه اثرى به من كرد . به خدا ديگر جاى ماندن نيست . نورى بيچاره فقير چرا كشته شد . اين كارها چه‌چيز است . اين چه مملكتى است و الله بايد گريخت . چون راپرت مجلس نداريم و به حمد الله كار و حرف نمانده است كه راپرت بشود . عريضه هم بنويسيم يا بنويسيد در مزاج مبارك اثر خوب نمىكند ، و موافق قانون جديد حكم خواهند كرد ده شما و ده مدّعى خالصه شود ، و محمد فرّاش خلوت يا يك پدرسوخته ديگر برود سر ملك بنشيند . اعتقادم اين است دو نفر زن پيدا كنيد . عريضه بنويسيد بروند جلو ، فردا عصر كه موكب همايون به شهر مىآيد عريضه را بدهند . آه‌وناله كنند . اگر از جنابعالى سؤال شود بگوئيد چكنم هرچه ناليدم حكمى نشد . ضابط دهم را كشتند . از يأس به زبان نياوردم . اگر موافق عرض عيال اينها حكمى بشود ، دخل به من ندارد ، حكمى هم نفرمايند مختارند بروند كه آب قنات من خشكيده است . اينطورها به نظرم بهتر مىآيد . طور ديگر بىمعنى و مايهء زحمت است . اين عبارت را هم به زبان نياريد كه رفته بود به تلافى چاه پر كند ، بايد گفت كه آب قنات بند آمده بود ، رفت ببيند چه شده است ، سياهى ديده به طرف آنها رفته بود و برنگشت . رفتند ديدند كشته و به چاه انداخته‌اند . خدمت آقاى زيندارباشى هم اطلاع بدهيد ببينيد چه صلاح مىدانند .
هامش
( 1 ) . آقا رضا خان عكاس‌باشى ، آجودان مخصوص ، اقبال السلطنه ( 1307 - 1259 ه . ق ) پسر آقا اسمعيل جديد الاسلام پيشخدمت‌باشى ناصر الدين شاه ، و برادر ميرزا علينقى خان حكيم الممالك كه در چهل سالگى به مرگ ناگهانى در آجودانيه باغ شمران ، باغ خودش درگذشت و معروف شد كه ناصر الدين شاه به وسيلهء حاجب الدولهء خود ( حاج حسين على خان قاجار دولو ) او را به قهوه مسموم كرده است . ( براى اطلاع از علّت آن و شرح‌حال مفصّل نامبرده رجوع شود به شرح‌حال رجال ايران ، تأليف مرحوم مهدى بامداد ، جلد 1 ، ص 513 ) .