قبل با پسرهاى مرحوم ميركاظم خان خصوصيّت كرد و آدم فدوى را نگذاشت مطالبهء پول شيل آسترا را بكند ، نوشتهء يك ماهه از آدم آنها گرفت و در حاشيه هم خود متعهّد شد . كمترين هم محض ملاحظهء او ، قبول كردم . بعد از آنكه وعده گذشت خدمت بندگان عالى عارض شدم . باز يك ماه مهلت گرفت . مهلت يكماههء ثانى هم بهسر آمد . يك ماه ديگر را هم به امروز و فردا گذرانيد . حاليه كه سخت گرفتهام اينطور مصلحتبينى مىكند كه اگر تا آخر ماه نرسد محصّل بفرست .
از اين قرار چنين معلوم مىشود كه كسى اولا نبايد تعهّد خود را در كارهاى دولتى سند بداند ، و وقتى هم كه حرفى را مىگويد يا مىنويسد ابدا در بند آن نيست كه ما صدق داشته باشد . از حوالجات به فدوى الى استحضار بيشتر اگر بنا بشود هركسى تعهّدى كرد معنى نداشته باشد و بتواند از سر باز كند ، معلوم است تنخواه چگونه وصول خواهد شد ، و پول بچه وضع به براتدار خواهد رسيد .
كمترين ، اين تنخواه را حكما از ميرزا فتحعلى خان مطالبه كرده و مىكنم . مقصود از اين جسارت اين است بندگان عالى مستحضر باشند كه در اين باب مهلت جديد به او ندهند . به سر مبارك بندگان عالى اگر اين كار رسم بشود اغلب اين وجوهات بر زمين خواهد ماند و آخر سال مايهء حيرت و خجالت كمترين خواهد شد . زياده جسارت نمىورزد .
- 260 - نامهء حاج محمد حسين كاشانى به فرخ خان امين الدوله در خصوص پارچهء عبائى براى ملبوس افواج قاهره ، تخفيف گرانى و تكذيب وباى كاشان
پشت نامه مهر كوچك مربع به سجع « من احبّ الله احبّ الحسين » و عبارت « عريضه حضور مرحمت ظهور جناب جلالتمآب بندگان مرحمت توأمان خداوندگارى امين الدوله دام اقباله العالى شرف افتتاح . . . »
هو تصدقت شوم به زيارت تعليقهء آفتاب طليعهء بندگان خداوندگارى مد ظله العالى مفاخرت و سرافرازى حاصل گشت ، موجب مباهات بلانهايات و استظهار به مراحم بندگان عالى گرديد .