بالذات جميع مردم مفسد و هرزه و باغرضند . جمعهء غرهء ربيع الاول است كه چاپار روانه شده است و السلام 1273 .
- 234 - نامهاى ظاهرا از ميرزا جعفر خان وقايعنگار به فرخ خان بعد از بازگشت از اسلامبول
فدايت شوم خداوند ان شاء الله ورود مسعود سركار را بر مخلص مبارك و ميمون كند . بنده كه كامم از شيرينى ادراك خدمت سركار نه چنان شيرين شده است كه بتوان گفت تلخىهايى كه در اين مدّت سفر در خدمت و صحبت شما داشتم همه از خاطر رفت مبارك باد منزل را . بيست گل از آن سوهان برشتهء معهود با يك كاسه نبات ارسال خدمت داشت .
امشب ان شاء الله بلاثالث بايد حرف زده بشود بعضى تفاصيل هست كه ثالث هيج مصلحت نيست « 1 » . اگر امشب كسى بخواهد در خدمت شما باشد طفره بزنيد . عجالتا از بعضى خبرها اطلاع سركار لازم است .
- 235 - نامهء دوستانه به فرخ خان امين الملك بيست و هشت ماه سفر ، كار يك شب و دو شب و ده شب نيست
نامه پس از مراجعت فرخ خان از مأموريت اروپا نوشته شده و فاقد تاريخ است . مرحوم محبوبى دربارهء اين نامه مرقوم فرمودهاند :
« نويسندهء ناشناس ، شايد ميرزا جعفر خان وقايعنگار باشد كه در نامه به فرزندش ميرزا داود اشاره كرده است » .
اى فداى تو هم دل و هم جان . اينكه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب .
شما كجا و دوباره به طهران سهل است به ايران آمدن كجا . اين سركار شوكتمدار امين الملك است كه با كمال عزت و شوكت و احترام و عالم عالم التفات و مرحمت
هامش
( 1 ) . به ظن قوى اشاره به دسايسى است كه در غياب فرخ خان ، خصوصا از طرف ميرزا آقا خان نورى صدراعظم ، در دربار ناصر الدين شاه عليه او به عمل مىآمده است .