بود ، منزل بنده اشهد بالله بقدرى مسافت داشت با منزل جناب جلالتمآب [ كه ] به على ولى رفتن به خدمت جنابعالى ميسّر نبود به علّت سنگ زياد . اين عريضه را عرض نموده براى خان فرستادم كه قرار شد شب فرستاده مراجعت كند ، بىعريضهء بنده چاپار نيايد .
كلّ تعليقات مهر شد . بقدرى كه در كار وكالت احتشام الدوله ساعى و عاشقم ، در خدمت به همينطور در فرمايشات سركار ، نوكرى و عبوديّت دارم و از خان هم منفك نخواهم شد . بنده را قابل خدمت و محرم و امين خود دانستيد . من چگونه نامردى باشم و بىغيرت كه در كارها مساهلهكار باشم . تا لب گور نوكر شما هستم . نه برادر ، قابل برادرى قطعا نيستم . توقع است به رقيمهجات ياد و شادم داريد .
آدمى ديروز از عضد الملك « 1 » آمد اخبارات تازهء بامعنى نداشته . شاهزاده « 2 » با نوشتجات زياد پيشخدمت خود را از هرات روانهء مشهد مىنمود . عرض راه تركمان سرخسى پيشخدمت شاهزاده را بردند . و از قرار يقين شاهزاده نوكرهاى دور هرات را نمىدانم به چه مصلحت با هم دشمنى انداخته ، با هم بد هستند . خوب از شاهزاده نمىگويند . هر زمان خبر برسد ، ان شاء الله عرض خواهم نمود .
منزل فردا كه جمعه پانزدهم است منزل چمندان است و محل توقف اردوست ، باقى و السلام . مخاديم كرام عموها را مخلص حقيقى هستم . عرض سلام برسانند .
خصوص مخدومى ميرزا زمان خان « 3 » را . حكم شد محمد حسن خان بيايد توقف اردوگاه بعد مأمور شود مىخواهد معنى بهم برساند . عرض سلام مىرساند كذلك ميرزا [ ا ] حمد خان .
هامش
( 1 ) . ميرزا محمد حسين معروف به صدر ديوانخانه و ملقّب به عضد الملك كه بنابه نوشتهء مرحوم مهدى بامداد ( شرح رجال ايران ، ج 3 ، ص 381 ) دوبار متولىباشى آستان قدس رضوى شد . اولى از رجب 1272 تا 1278 و دوّمى از صفر 1282 تا 1283 . از مفاد نامه چنين به نظر مىرسد كه موضوع نامه مربوط به سال 1273 است كه سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه در آن تاريخ در هرات بوده .
( 2 ) . به احتمال قوى مراد از شاهزاده ، سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه پسر سيزدهم عباس ميرزا نائب السلطنه والى خراسان و فاتح هرات است كه در تاريخ تحرير اين نامه به دستور دولت ، هرات را متصرف شده در آن شهر بوده است ( 1273 ه . ق ) .
( 3 ) . ميرزا زمان خان عموى امين الملك غفارى است كه سمت مستشارى او را در هنگام مأموريت به اروپا داشت . پس از مراجعت به تهران ( 1275 ه ) تا آخر ( 1278 ه ) كارپرداز اوّل ( ژنرال قونسول ) ايران در مصر شد و در 1279 ه . كارپرداز اوّل در بغداد گرديد ( مخزن الوقايع ، چاپ دانشگاه تهران ، ص 429 ) .