رسيده نزد معير الممالك « 1 » فرستاده ، معيّر هم دو طغرا فردى كه صورت عمل باقى است و تصحيح شده نزد فدوى فرستاده و اينك افراد حساب انفاد حضور مبارك گرديد كه به لحاظ انور برسد .
موافق اين حسابى كه رسيده و قلمدادى كه كردهاند ، از بيست و يك هزار و شصت و هفت تومان و چهار هزار و سيصد و سى دينار ، بعد از وضع پانزده هزار و يكصد و بيست و نه تومان و هفت هزار دينار كه نواب مؤيد الدوله نوشته است ، وجه نقد و قبوض مأخوذى نواب حسام السلطنه را مصحوب ميرزا حسن فرستاده ، باقى قسط خزانهء عامره مىباشد كه بعد از اين بايد از عهده برآيند .
درين صورت بودن محصّل در شيراز حسنى نخواهد داشت ، چون حضرات از بودن محصّل وحشت زيادى دارند و فى الحقيقه براى اين تنخواه لزومى ندارد كه درين اوّل معاملهء سال نو محصل آنجا بماند و اوقات بر حاكم و پيشكار تلخ بكند و آنها را از كار خودشان بازدارد . بنابراين ، عرايض غلام فدوى اين است كه چنانچه بعد از ملاحظهء صورت عمل ، ملفوفهء فرمانى كه درين باب به مؤيد الدوله نويسانده به حضور مبارك فرستاده درست و صحيح باشد از صحّ همايون بگذرد كه با اين چاپار فرستاده شود ؛ اگرچه قطع دارد كه مؤيد الدوله ، ميرزا حسن آدم خود را به نحوى كه اظهار داشته با وجه نقد و قبوض حسام السلطنه روانه نموده است ، لكن غلام فدوى محض مزيد مبالغه ، بر حسب امر قدر قدر همايون به محصل مىنويسد كه بعد از رسيدن ملفوفهء فرمان مبارك به آنجا رسيدگى نمايد ، هرگاه مؤيد الدوله ميرزا حسن را با وجه نقد و قبوض مأخوذى روانه داشته است از بابت آن بيست و يك هزار و شصت و هفت تومان و چهار هزار و سيصد و سى دينار باقى هرقدر موجود شده دريافت دارد ، ما بقى را يكماهه حكما گرفته مراجعت نمايد و الّا اگر ميرزا حسن را روانه ننموده وجه نقد و قبوض مأخوذى حسام السلطنه را نفرستاده محصل مراجعت نكند و در همانجا بماند و با نهايت تاكيد مشغول محصّلى باشد . الامر الاقدس الاعلى مطاع .
صدر نامه از طرف ناصر الدين شاه :
معير الممالك اگر براى تو اطمينان حاصل است كه باقى قسط خزانه كه مشخّص
هامش
( 1 ) . معير الممالك ( نظام الدوله ) دوستعلى خان پدر دوست محمد خان ، همسر عصمت الدوله دختر ناصر الدين شاه كه در سال 1274 پس از فوت پدرش حسينعلى خان معير الممالك سمت خزانهدارى و منصب معير الممالكى و رياست بيوتات سلطنتى يافت ( تعليقات مرحوم محبوبى اردكانى بر المآثر و الآثار ، به كوشش ايرج افشار ، جلد دوم ، ص 489 ) .