مهر نكند ، بىمهر ببرند . ميرزا امين اگر قدرى هم بدخطتر مىنوشت بهتر بود .
- 170 - عريضهء فرخ خان امين الدوله از تهران به ناصر الدين شاه دربارهء مسائل مختلف
اظهار خوشحالى شاه از سلامت شاهزادگان و اهل حرم و رفع ناخوشى و با و نارضايى از ناامنى راهها و تغيّر او از بىكفايتى بعضى از حكّام
هو تصدق خاكپاى اقدس همايونت گردم هرگاه رأى مهرآراى اقدس ملوكانه مايل استحضار از احوال شهر و دار الخلافه و نياوران و ساير دهات شميران باشد به حمد الله و المنّه از ميامن اقبال مصون از زوال همايون اعلى و روحنا فداه كمال آسودگى و امنيت حاصل است ، و عامهء مردم مشغول دعاگويى و تعزيهدارى مىباشند و سركار شاهزاده و ساير خادمان حرم محترم كمال صحت و فراغت را دارند .
و اينكه در دستخط مبارك مرقوم شده بود اگر مجد الدوله تنخواه اعتضاد السلطنه و شهاب الملك را نپرداخته باشد اين غلام مخصوصا محصّل بفرستد و مطالبه نمايد ، در اصل كه حكم مبارك رسيد پياپى سه چاپار فرستاد و مجد الدوله كل باقى شيل خود را پرداخت . مخصوصا از اعتضاد السلطنه و ميرزا سيد حسين ميرزاى چاپارخانه هم پرسيدم و اقرار نمودند كه وجه حوالهء ما به توسط مجد الدوله رسيد .
پاكتهاى خراسان و آذربايجان هم ديروز غرّه به توسّط فرستادهء دبير الملك رسيد .
نوشتجات خود را هم علاوه نموده شبانه هردو . . . را روانه ساختم .
در باب ميرزا صادق كه ميرزا هاشم خان ابلاغ حكم همايون را نموده بود ، احتساب الملك را مواظب كارهاى حسابى او نمودم و خود ميرزا صادق را حسب الامر مختار كردم در توقف شاهزاده عبد العظيم يا نجفآباد كه پنج شش روزه كارهاى واجب خود را تمام كرده روانه شود .
در باب چند نفرى كه قريب زياران مقتول شده بودند عريضهء مجد الدوله را براى ميرزا موسى وزير فرستادم و ابلاغ حكم همايون را نمودم . جوابى وزير نوشته بود در جوف عريضه گذارده كه از نظر مبارك بگذرد . ولى كمترين غلام به جواب او قناعت نكرده ديروز مفصّل به او نوشتم كه حكما بايد دو آدم معقول و فهميدهء كاركن ؛ يكى به