تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

- 162 - دستخط ناصر الدين شاه دربارهء اهميّت انتظام استراباد

فرمايش ما اين است ، امناى دولت بايد در باب استراباد مشورت كنند . استراباد سرحدى است معتنابه . بايد هميشه نوكران بزرگ آنجا باشند . حال كه جعفر قلى خان « 1 » مرحوم شده است ، بجز ميرزا محمد مستوفى كس در آنجا نيست ، و اعتقاد ندارم حاكم مستقل در استراباد باشد . بعلاوه اينكه استراباد دو كار دارد كه هريك ، شخص علىحده مىخواهد ، كه اگر دو كار در دست يك نفر باشد ، هردو در كمال اغتشاش خواهد بود ؛ چنان كه وقتى كه جعفر قلى خان بود ، بيش از رفتن ميرزا محمّد وزير به آنجا ، عمل ماليات و رعيت و صحرا ، هردو در كمال اغتشاش بود . يك نفر بايد مستقلا به عمل ماليت و رعيت‌دارى و دادخواهى مردم مشخّص شود ، چنانچه هست و ميرزا محمّد براى اين كار از همه بهتر است . يك نفر ديگر براى اردو زدن ، صحرا رفتن با تركمان جنگيدن ، سرحد منظم كردن و نوكر را سرپرستى كردن لازم است . اسم اين شخص را نبايد حاكم گذارد و اين شخص هم حالا اگر مثل محمد ولى خان قاجار كه در خراسان است و آن‌جور اشخاص بخواهند تعيين كنند ، مثل حكومت چيزى مىشود و ابدا بعد از رفتن ، تمكين ميرزا محمّد را نمىكند و مانع به صحرا رفتن و جنگ تركمان نمىشود . آدم خيلى پست هم برود فايده ندارد . آدم وسط ، چه قسم و كى بايد باشد . به تفصيلى [ كه ] خود سركرده‌ها . . . نوشته‌اند ، اشيك آقاسىباشى و عين الملك هم از كار استراباد خوب مستحضرند . امناى دولت هم فكرى بكنند كه استراباد خيلى منتظم باشد و به زودى قرار داده شود كه سرحد بىنظم نشود . زود بايد فكر كرد .

- 163 - سوادنامهء ناصر الدين شاه به ناپلئون سوم و اظهار تشكر از همراهى وى

هامش
( 1 ) . جعفر قلى خان ايلخانى شادلو ( سهام الدوله ) از خوانين و امراى بزرگ خراسان و حاكم استرآباد از 1272 تا 1274 . وى در 1284 مأمور تنبيه تركمانهاى يموت و گوكلان گرديد . ( چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، 607 / 2 ) .