صريح بگو كه اگر مايهء شما اين قسم باشد يك دقيقه شما را اينجا نخواهم گذاشت . اين كدورت شما براى چه چيز است ، معلوم است كه براى پول و اخذ و مداخل است . ولايت قم گنجايش طمع و اخّاذى شما را نخواهد داشت . روز اوّل كه ما مأمور فرموديم با اطلاع مستوفى الممالك قرار داديم كه فلانقدر از اصل و فرع به حاكم و فلانقدر به وزير بايد برسد . و اگر يك تومان بيشتر خواهش كنند از ديوان يا از رعيت دريافت كنند مورد مؤاخذه شوند . در اين صورت حاكم اگر طمعش زياده از برقرارى ديوان باشد و از وزير بخواهد ، البته بايد وزير به عده [ اى ] ظلم كند ، آن را هم كه ما راضى نمىشويم .
خلاصه قرار مضبوطى ميانهء هردو بگذارد « 1 » كه بىجهت نقار و كدورت نداشته باشند و دست هم را گرفته حكومت كنند ؛ و جهانسوز خان را هم مأيوس كن كه ترا بىوزير محال است بگذارند . باز ميرزا حسن خوب است اگر كس ديگر باشد از اين بدتر است كه خوبتر نيست و التزام از هردو بگير كه ديگر خلاف نكنند ، با حضور عين الملك « 2 » .
قرار عمل و كار معتمد الملك « 3 » را هم بده كه كار همدان هم خيلى معوّق است . اگر چه مىدانم اسد الله خان براى دادن باقى كه دارد شعورى نخواهد داشت كه با تو حرف بزند ، لكن با اين بىپولى ، باقى ملزمى او را نگيريم چه كنيم .
- 103 - نامهء ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله دربارهء مسائل مختلف مملكتى تعدّى به اصناف كاشان
هامش
( 1 ) . در اصل : بگذارد
( 2 ) . عين الملك : ظاهرا شير خان برادرزادهء مهدعليا ( مجموعه اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، چاپ دانشگاه تهران 1354 ، ج 4 ص 27 ) .
( 3 ) . معتمد الملك : اسد الله خان قاجار دائى ناصر الدين شاه كه در آغاز سلطنت آن پادشاه به اين سمت [ حاكم همدان ] منصوب شد و تا سال 1269 در اين سمت بود . در آن سال حاكم همدان و در 1270 ملقب به معتمد الدوله شد و تا 1276 حاكم همدان بود ، در شوال آن سال درگذشت و پسرش محمد حسين خان جاى او را گرفت ( تعليقات مرحوم حسين محبوبى اردكانى ، چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، ص 497 / 2 ) .