ديروز در باب فوج تنكابون و سوارهء خاوند گفتم نروند . امّا يك رقعهء ظهير الدوله كه ملاحظه شد نوشته بود معطّل فوج و سواره خاوند هستم كه بروم گرگان ، و تكاليف عمده به يموت بكنم . لهذا مجددا به سپهسالار گفتم كسى را نفرستد . موافق حكم سابق فوج و سواره بروند . شما هم در جائى نگوئيد كه رفتن فوج و سواره موقوف است . به همان حكم سابق بايد زود بروند استرآباد .
حمايل امير تومانى به حاجى قوام بدهند عيب ندارد . در باب رباط عباسآباد با حاجى على نقى حرف بزن ، قرار تعميرش را بده دوساله تعمير بشود ، خوب است .
امسال پول ندارم .
- 102 - دستخط ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله راجع به حكومت كاشان و نارضائى شاه از اختلاف حاكم قم با پيشكارش بر سر مداخل ! ولايت هم گنجايش طمع و اخّاذى شما را نخواهد داشت
امين الدوله اولا در باب حكومت كاشان امروز چيزى به ميرزا هاشم خان گفتهام يعنى تغيير داده شود . لكن به هيچوجه حالا بروز نكند . اگر شخص قابل و واقعا غير متعدّى عاقل پيدا شود ، التفات مىشود و الّا باز بايد به خود محمّد حسن خان داده شود ، و اين روزها پول زياده از حد لازم است . هركس هم حاكم مىشود بايد پيشكش نقدى موجود كرده به حضور بياورد . خلاصه فكرى بكن كه هم آدم خوب باشد ، هم پيشكش بدهد كه به مخارج لازمه برسد .
ديگر از قرارى كه مذكور مىشود و به صحت پيوسته ، ميانهء حاكم قم با وزيرش از حالا كه هنوز دو سه ماه نيست به اين ولايت آمدهاند ، نقار و برودت كلّى است ، و اين خلاف فرمايشات و سفارشات ماست كه به آنها كردهايم . البته هردو آنها را فردا بخواه و
هامش
و شاهرود و بسطام و غيره منصوب گرديد . يك بار هم در 1292 پس از درگذشت حسين خان شاهسون نظام الدوله حاكم خراسان ، ظهير الدوله به جاى وى مستقلا به استاندارى خراسان منصوب شد ( شرححال رجال ايران ، 14 / 4 ) . اين نامه ظاهرا اشاره به سال 1278 ق و مشكلاتى است كه دولت همواره با طايفهء يموت داشته است .