الكسيس پادشاه بيزانس دو سردار خود دالاسنون
Dalasenon
و اپوس
Opus
را مأمور استرداد سيسام كرد ولى هيچكدام موفق نشده ناچار به پيشنهاد صلح گشتند . چاكان به ازمير بازگشت . پادشاه بيزانس فرصت غنيمت شمرده ديگرباره سيسام را گرفت . چاكان بار ديگر براى راندن روميان بازگشت و پس از غارت جزاير درياى اژه با غنايم فراوان به ازمير مراجعت نمود . سپس آلكسيس يكى از خويشان خود را بنام دوكاس
Dukas
مأمور فتح جزاير ميديل نمود ، درين هنگام ميديل بدست يلواج برادر چاكان بود . تركان بسوى كشتى خود روان بودند كه لشكريان بيزانس ناگهان از پشت به آنها حمله آوردند . ولى چاكان موفق شد كه خود را به ازمير برساند . چاكان چنان دشمنى روميان را در دل گرفته بود كه تصميم داشت شهر قسطنطنيه را تسخير نمايد . اما كلاسننون
Klasennon
بدستور آلكسيس روابط بين چاكان و قليج ارسلان را تيره كرد و او را از قدرت و نفوذ فراوان او بترسانيد تا اينكه قليج ارسلان او را به ضيافتى خوانده و بقتل رسانيد . سپس قليج ارسلان به يارى الپ ايلك بن قتلمش كه ظاهرا عموى او بود براى جنگ با گابريل امير يونانى و ارمنى و نايب فيلارتس به ملاطيه رهسپار شد .
ملاطيه مركز عمدهء ارتباطات بين دشت آناطولى و بين النهرين بود . و از طرف جنوب به دو جادهاى كه بسوى ايران مىرفت منتهى مىشد .
قليج ارسلان و صليبىها :
در اواخر قرن 11 ميلادى گروهى بسيار از مسيحيان اروپا كه لقب صليبى بر خود نهاده بودند به قصد زيارت بيت المقدس و رهانيدن اماكن مقدسهء مسيحى از دست مسلمانان به آسيا آمدند . اينان به فتواى پاپ اوربين
Urbain
در سال 1095 م از ملتهاى مختلف اروپا مانند ملل فرانسوى و آلمانى و ايتاليائى گروه كثيرى را تشكيل داده و بنام امت عيسى بسوى مشرق به راه افتادند . در ميان ايشان راهبى بنام پطرس زاهد بود كه از ياران پاپ بشمار مىرفت وى سراسر اروپا را بپاى خود درنورديد و به هر جا كه مىرسيد مسيحيان را براى جنگهاى صليبى عليه مسلمانان تشجيع مىكرد . لشكريان صليبى به چهار اردوى بزرگ تقسيم شده و هريك راهى را در پيش گرفتند و با خود قرار گذارده بودند كه همگى در شهر قسطنطنيه بهم برسند چون صليبىها بدان شهر رسيدند از كثرت عدهء ايشان كه شمار آن به 300 هزار تن مىرسيد اهالى آن شهر بوحشت افتادند . آلكسيس پادشاه بيزانس مىخواست هرچه زودتر شر اين مهمانان ناخوانده را از سر خود دفع كند . زيرا مىترسيد كه ثروت سرشار قسطنطنيه ، آن مردم وحشى و فقير را بفكر چپاول آن شهر بياندازد . در عينحال بىميل هم نبود بلادى را كه تركان سلجوقى از او گرفته بودند بدون هزينهء لشكركشى بدست ايشان پس بگيرد . در 492 ه ( 1098 م ) چنان كه ذيلا شرح خواهيم داد صليبيان بجلوى شهر نيقيه رسيدند و آن را محاصره