تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
وجوب و مقتضاء راى پسنديده و خوب مىرفت و در اثناء نفاذ احكام وزارتش از خدمت «
a
» ايلچيان باستدعاء حضور سلطان بر تواتر مىرسيدند و صاحب عزّ الدين عذرهاء مقبول پيش مىآورد اما در خدمت مجال قبول نمىيافت ناچار از سر اضطرار صاحب قاضى عزّ الدين و امير جلال الدين قراطاى اتابك و شمس الدين يوتاش بكلربك و فخر الدين ارسلاندغمش امير آخر و نظام الدين خورشيد پروانه بدين بهانه در موكب سه سلطان عزّ الدين و ركن الدين و علاء الدين سوى قيصريه روانه شدند و امراء اطراف ممالك را جهت تلاقى اين قضيّه طلب داشتند چون بآقسرا رسيدند در شكارگاه اكنچوك سيف الدين تركرى كه از اكابر امرا و بنده‌زادگان سلطنت بود و ظلم و جور و مزاح و سفاهت بر مزاج او هرچه غالبتر در خدمت سلطنت خود را مجال مباسطت حاصل كردانيد و سلطان را كه از بيم قراطاى و صاحب عزّ الدين سلوك جادهء ديانت و رشاد ملزم بود بر شرب عقار و لعب قمار و هتك حرم و استار جرى و كستاخ كردانيد و براى رواج كار خود بر مزاج سلطان سخنها مىگفت و جهت كسر سورت حرمت امرا سلطان را بر آن داشت كه اراذل غلامان را پيش كشيد و هريك را مناصب و امارات داد درين ميانه شمس الدين التونبه به حضرت سلطنت رسيد و كارها را چون زلف دلبران درهم ديد و در بذل وجوه خزانه در ارزاق و جامگيات ترجمانان و منشيان مستدرك عيبى فاحش مشاهده كرد تا قراطاى و امراء
هامش
aCp . p . 205 , note a .
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 275 | محمد جواد مشكور