با فتوحات اسكندر مقدونى و سپس با نبوغ روميان تشكيلات اروپايى در اين سرزمين چنان مستحكم گرديد كه از آن به بعد در طى قرنها روح مغرب زمين بهطور آشكار در آنجا باقى ماند .
روميان كه بر آسياى صغير حكومت مىكردند با استعداد فوق العادهاى كه در فرمانروايى داشتند ، مىدانستند كه چگونه مردم اين فلات را با قدرت مديريت خود آشنا سازند . بسيارى از شهرهاى بزرگ كه مظاهر تمدن غرب را پذيرفته بودند اسامى لاتينى و يونانى را نيز قبول كردند . زبان يونانى و لاتينى زبان دستگاه ادارى و طبقات تحصيلكرده و تربيتيافته بود .
زبان يونانى حتى در قرن سوم بعد از ميلاد به عنوان يك زبان همگانى اين فلات به كار مىرفت .
تودهء مردم به زبان ليكى « 1 » و گالاتى و فريجى صحبت مىكردند . اما زبان كتابت و ادبى زبان يونانى بود و فرمانروايان و دولتيان به زبان لاتينى سخن گفته و احكام دولتى را به آن زبان مىنوشتند .
مسيحيت به سرعت در نواحى مرزى جنوب شرقى منتشر شد و پل مقدس « 2 » سراسر آسياى صغير را درنورديد و كليساهايى در آنجا بنيان گذارد .
شهر افس بتپرست تبديل به يك شهر مسيحى و مركز تعليمات عيسوى گرديد .
زمانى كه مسيحيت اين سرزمين را تسخير كرد موفق به كارى شد كه هرگز از عهدهء يونان و روم برنيامده بود و آن تحميل زبان يونانى انجيل بر مردم اين سرزمين بود . اما مسيحيت فريجيه و ديگر ملل آسياى صغير مانند مسيحيت اروپايى نبود و رنگ آسيايى داشت .
قسطنطنيه را امپراتور قسطنطين با فكر و ايدهآل مسيحى خود در شرق اروپا بنيان گزارد . اين شهر را غرب هرگز نتوانست تسخير كند . شخصيت شرقى اين شهر به زودى تبديل به دولت بيزانس شد كه قرنهاى دراز همچنان در برابر حملات شرق و غرب پاىبرجا بود .
فريجيها ، كاپادوكىها و ارمنىها روش حكومتى امپراتورى بيزانس را تقليد مىكردند ، تا اينكه يك سلسلهء كاملا شرقى كه دولت تركان عثمانى باشد قسطنطنيه را تسخير و تشكيلات مغربزمينيان را از ميان برد . در عصر بيزانس هرجومرجى در آسياى صغير روى داد .
هراكليوس « 3 » روياروى لشكر خسرو دوم ، پرويز قرار گرفت و ايرانيان تمام آسياى صغير را ديگرباره تسخير كردند و شهر قسطنطنيه را مورد تهديد قرار دادند ، اما به تدبير كليساى مسيحى و ارادهء هراكليوس آن خطر رفع شد . ديرى نگذشت كه عربها پس از تسخير سوريه به آسياى صغير حمله آوردند و تا حدود قسطنطنيه پيش رفتند و آن شهر را در 668 م محاصره كردند . چند قرن بعد از اين تاريخ تركان سلجوقى به آسياى صغير درآمدند و از سال 1067 ميلادى آنجا را اشغال كردند و سلطنتى به نام روم در آنجا تشكيل دادند و قونيه را پايتخت ساختند كه مردم بيزانس ايشان را سلطنت قونيه « 4 » مىخواندند .
هامش
( 1 ) -Lycaonian( 2 ) -Saint - Paul( 3 ) -Heraclius( 4 ) -Sultanat de conium