تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
سلطنت خواهد رفت دزدار كه تن او در دار اوليتر بكفران گرائيد و خواهد كه قلعه را بقبروسيان سپارد سلطان ازين سخنان متحيّر و متفكّر شد و فرمود كه من بىمايهء را برگزينم و بر صدور فى الخافقين روز دوشنبه نقطهء ارزن الروم را مركز خود ساختند و لشكرهاى منصور حاطهم الله دايره‌وار محيط وى شدند اهل شهر و سپاه تمرّد نمودند و ببسيارى عدد و عدد مغرور بودند گمان بردند كه استوارى حصار بسيارى مردان كارزار قهر ما را دفع كند در يك طرفة العين ابطال رجال باصابت نبال ميان شهر و افتاب از پر عقاب حجاب ساختند و هياكل ان ديوانه‌گان و ابدان ان فرومايه‌گان را از به زبان ( ؟ ) بدن هيكل دار اويختند چون مهر سپهر عنان بصحراى مغرب داد و روى بهزيمت حتى توارت بالحجاب نهاد و خيل شام بماتم سرور بر بساط كهكشان نشستند و بنات النعش‌وار پيرامن كنگره‌هاش دست ثرياوار درهم ببستند و نوحه‌گران شهر فرياد الامان به يكديگر پيوستند اگرنه مرحمت خسروانهء ما ايشانرا در كنف حمايت و ظل عنايت ميگرفت بموعد اليس الصبح بقريب قرين جعلنا عاليها سافلها و همنشين هباء منثور مىشدند الطاف ربّانى و سعادت آسمانى را بطريق معجزهء سليمانى ردّوها علىّ باز اورد و پرتو ماهيچهء سنجاق كه بر سمت الراس قلّة قلعهء شهر بردند ارزن الروم تشريف حلّهء و اشرقت الارض بنور ربّها بيافت و بامداد سه‌شنبه معبّر هذا تاويل روياى من قبل قد جعلها ربّى حقّا مژدهء و فتحت ابوابها دررسانيد و بچتر منصور نصرها الله كه سويداى دل مسلمانى