يكدانه از ادوات زندگى قرين تجدد ساخته نمىشود . هر اعيان ايرانى كالسكه يا درشگهء شخصى بايد داشته باشد ، كى شنيده است كه اين دستگاهها را در ايران بسازند . سرانجام بايد موضوع بىحد و قياس و غيرقابل تقليد لباس هر دو طبقهء زنان و مردان را خاطرنشان ساخت . چلوار و پارچههاى پيراهنى و نخى در همهجا مصرف مىشود ، حقيرترين افراد اجناس ساخت منچستر تا مسكو مىپوشند و كرباس نيلى كشور را كه زن روستائى بر پيكر بىقوارهء خود مىاندازد از بمبئى وارد مىشود .
ايران درواقع از سر تا پا همهء لوازم زندگى خود را بايد از غرب بياورد و سراسر ظاهر او را متاع محيط و ديارى مىپوشاند كه وى باطنا و از ته دل نسبت به آن نفرت دارد .
منابع اجناس خارجى
مركز عمدهاى كه اجناس مورد احتياج ايران را فراهم مىسازند انگلستان ، روسيه ، فرانسه ، آلمان ، اتريش و هندوستاناند و بنحو اختصار مىتوان اظهار كرد كه واردات از انگلستان شامل چلوار ، چيت ، پارچههاى پيراهنى سفيد و خاكسترى و پارچههاى باصطلاح مكزيكى و پارچههاى راهراه تركى و پارچههاى عريض ، آلات مسى ، ظروف ، شمع و اسلحه و مهمات .
از روسيه پارچههاى نخى از قبيل ، شكر ، نفت ، شمع ، چراغ ، ظروف ، آئينه ، بدل چينى ، فلزات ، كالسكه ، يراق ، سينى ، سماور . از فرانسه قند ، شيشهآلات ، ظروف چينى ، اجناس ابريشمى . از آلمان و اتريش شيشه و بلور ، پارچههاى پشمى قاشق و كارد ، شكر . از هندوستان چاى ، چلوار ، برنج و روى ، دارو ، ادويه ، حرير و گلابتون و دبيت .
ارزش جمع واردات
مجموع بهاى اين واردات از سال 1889 غير از شمش و مسكوك كه اقلام عمده است ، ولى نتوانستهام ارقام آن را بدست بياورم بشرح ذيل بوده است :