تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
سرشار هر فردى اين است كه بهر عنوانى كه باشد حق مستمرى احراز كند . دربارهء بعضى از ايشان اين مزيت كم‌وبيش دايمى است . بعد از وفات صاحب اين امتياز اعقاب او تلاش دارند كه وارث اين حق بشوند . احراز چنين توفيقى منوط به تقديم مبلغى به حضور شهريار و كسر مبلغى هم از مستمرى اصلى است ، اما باز آن امتياز بهيچ‌وجه مصون از خطر نيست ، زيراكه علاقه‌مندان فراوانى جهت ربودن اين حق در كمين نشسته‌اند و با يك دستخط مبارك مبنى بر اعطاى اين حق پس از فوت شدن گيرندهء قبلى و خالى ماندن محل او ، وضع تازه ايجاد مىشود . از اين‌رو اگر ورثهء نفر قبلى حاميانى در دستگاه بالا داشته باشند كه بايد همراهى آنها را با صرف مبلغى تأمين نمود ، مراد حاصل است و گرنه هنوز گيرندهء سابق نفس واپسين را تمام نكرده است كه طالب جديد پا در كفش او خواهد گذاشت . لازمهء اين مستمرىها كار و شغل و خدمتى نيست . صدراعظم اخير ميرزا يوسف كه مقام مستوفى الممالكى داشت يعنى امور مالى در يد اختيار او بود قبل از فوت مستمرىهاى متعدد در حق خود ترتيب داده بود . بواسطهء اعمال نفوذهاى مالى و وسايل ديگر پسر او كه جوانكى بود سعى نمود مقام پدر را احراز كند . ( هرچند كه كارهاى مالى را شخص ديگرى برعهده داشت ) و درنتيجه به تحصيل اكثر مزاياى پدر خويش توفيق يافت . كسانىكه منصب استيفا دارند امكان اين قبيل كارهاى ناصواب را فراوان دارند و براى خود و منسوبان انواع مزايا فراهم مىسازند . يكى از اينان حقوق متعددى براى فرزند خود تأمين كرده بود به اين ترتيب كه نام واقعى او را با چند عنوان از قبيل ملاعلى ، ميرزا على ، على آقا و على خان وانمود كرد . رسم مستمرى در دستگاه ايرانى ، خون‌آشام و آفت جان مملكت است .

معايب ترتيب مالياتى فعلى

سيستم مالياتى كه شرح داده‌ام در ايران جارى است آشكارا سراسر خطاست ، هم اصلا قرين بىعدالتى است و هم در عمل بىعيب نيست . قبل از هر حرفى بايد گفت كه تقريبا تمام آن بر طبقهء زارع تحميل