تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

جهانگردان انگليسى

تا آنجا كه من اطلاع دارم قبل از اينكه سروان گرنت كاشف بلوچستان و ستوان فوزرينگهام كه از اعضاى دسته‌اى از افسران دلير جوان بودند كه سرجان ملكم بمثابهء پيش‌آهنگانى در سال 1810 به آن حدود فرستاد هيچ جهانگرد انگليسى يا حتى اروپائى به پشتكوه نرفته بود . گروه مزبور بدست كلبعلى خان كه از سركرده‌هاى خانوادهء والى بود در خرم‌آباد كشته شدند و شرح آن ماجرا را سى سال بعد كسىكه خود ناظر جريان امر بود براى ليارد تعريف كرد . مسافر بعدى سرگرد رالينسن بود كه در آن هنگام در قشون ايران خدمت مىكرد . در سال 1836 با چند تن از نفرات نظامى ايران از منطقهء طايفهء فيلى عبور نمود . چند سال بعد هم ليارد كار او را دنبال كرد و نتيجهء توأم با تجربيات و تحقيقات اين دو نفر و يادداشت‌هاى بارن‌دو بود ، ديپلمات روسى كه در همان اوان سفر ليارد به اين كار پرداخته بود از آن پس منابع اصلى معتبر راجع به اين موضوع شده است . در دورهء اين حضرات حسن خان كه پيرى سالخورده بود مقام والى داشت و با دولت ايران پيوسته در كشمكش بود و باآنكه يك بار از كار افتاده بود توانست مقام خود را بازيابد و مراجعت كند ، وى تا سال وفاتش در 1840 تا حدى مستقل و مختار حكومت كرد . بعد از درگذشت او سه فرزندش براى جانشينى پدر با يكديگر به نزاع برخاستند و سرانجام جوان‌ترين ايشان حيدر على خان با عنايت همايونى جاى پدر گرفت . نوادهء او حسينقلى خان در حال حاضر صاحب اين مقام است . بنابراين با شرحى دربارهء او من داستانم را راجع به طايفهء فيلى لرستان به زمان حاضر مىرسانم .

حسينقلى خان والى پشتكوه

حسينقلى خان والى فعلى پشتكوه كه راجع به خود او و فرزندش شمه‌اى در اينجا ذكر مىشود رعيت ايرانى و در قشون ايران امير تومان است ، بااين‌حال تقريبا بيش از تبعهء سلطان شايد به استثناى امير قائن وضعى قرين استقلال دارد . اقامتگاه تابستانى او بالاده در دره‌اى دور و جداافتاده -