است و معلوم نيست كه دليلش روزى كشف شود و يا به چهعلت اين دو دروازهء بزرگ را در دو انتهاى تالار داخلى ساختهاند . بهنظر نمىرسد كه بحثى در اين مورد ضرور باشد .
فرگسن تصور مىكرد كه آنجا بطورىكه در تورات هم مندرج است تالار دادگاه بوده ، ولى من تصور مىكنم با منش و روش سخت شاهوارى كه سلاطين هخامنشى دربارهء جلال و عظمت مقام پادشاهى داشته و از ذكر آن در كتيبهها نيز فرونگذاشتهاند حاضر شده باشد تا اين درجه با اتباع خويش محشور و قرين شده باشند . بنابراين من آن رواق را فقط وروديهء برازندهاى به كاخ و تالارهاى بار كه در عقب آن واقع شده است تلقى مىكنم چنان كه نظير آن در لوكسور و كرناك هم بوده است .
آبانبار
در طرف چپ يا شمالى رواق خشيارشا در صخرهء طبيعى تا سطح ايوان مخزن آب بود . در آنجا پايههاى ساختمانى كه از بين رفته است ديده مىشود ، با بدنهء واحدى كه ستونهاى بىشمار داشته است و در آثار ديگر نويسندگان نديدهام كه متوجه اين موضوع شده باشند . در سمت ديگر يا جنوبى دروازه مخزن يا آبانبارى بوده كه بنابر قول باكينگهام ستونهاى بزرگى داشته كه بينينگ نوشته است از صخرهء واحدى درآورده بودند ، اما بهطورىكه از يادداشتهاى خودم استنباط مىشود در خود كوه كنده شده بوده است و ديوارهائى داشته كه سه پا از كف زمين بالاتر است و از قرار معلوم بوسيلهء مجراهاى زيرزمينى آب به آنجا مىآوردهاند كه در اينباره بعدا شرحى ذكر خواهم كرد و آن براى آبيارى يا جلوهء باغى كه بين رواق و تالار بار خشيارشا بوده بهكار مىرفته است .
كاخ خشيارشا :
پلكان
اينك به عمارت ديگر نزديك مىشويم كه بدون شك ركن عمدهء مباهات و افتخار تخت جمشيد اصلى بهشمار مىرفته و ستونهاى آن طى قرون وسطى ، عنوان چهلمنار به آن داده است و بقاياى آن نيز هنوز برازندهترين آثار دورهء فرمانروائى فرزند داريوش محسوب مىشود .