صد ستون و تالار اردشير در شوش نيز هست . آنچه از اين چهار ستون مانده چهل و شش پا ارتفاع دارد و دراصل سقف تالار مركزى يا كاخ با هشتاد و دو پا مساحت بر آن قرار گرفته بوده است . ستون دست چپ داراى سه جرز است و بريدگىهاى آنكه سى و نه تا است باهم يكسان نيست شايد زلزله استوانهها را از جا كنده باشد .
ستون دومى دست راست پائين افتاده و قطعاتش در خاك اطراف فرورفته است .
وضع ستون دست چپ هم كموبيش از همين قرار است . در زمان شاردن هر چهار ستون برپا بود . استولزه تصور كرده بود كه سرستونها كلهء اسب داشته ولى بهنظر من براى اين نظر او دليلى نيست و سرستونها مانند ديگر بناهاى هخامنشى سر گاو داشته است .
دروازهء دومى
اين تالار به دروازهء ديگر يا رابط كه در جبههء شرقى است مربوط مىشود . دروازهء دومى هم ستونهاى عظيم سنگى بر طرفين با دو هيولاى گاو ، رو به سمت كوه دارد ، ولى وضع و تركيب آنها با آنچه در جبههء غربى است متفاوت و بيشتر به آثار آشورى شبيه است . بدنه و پاهاى گاو نر بسيار قوى و خيلى جالب نظر است و بر شانههاى آنها به سبك آشور ، بال ديده مىشود با پرها كه ظريف و زيبا در برجستگىهائى ظاهرا زوالناپذير منقور گرديده است .
حيرتانگيز آن است كه اين هيولا صورت انسان دارد ، اما بوسيلهء كلنگ عناصر مخرب وضع و تركيب آنها خراب و از حال واقعى خارج شده است ، ولى ريش تابيدهء انبوه بر سينهء ستبر آن نمودار است و از بناگوشها گوشواره آويزان و رشتههاى زلف روى چهره محو گرديدهء آدمى و بر سر آنها نيز نيمتاج بلندى است كه پرهائى در نوك آن است و دستههاى مدور بهصورت شاخ در جلو سر بهنظر مىرسد .
اين منظرهء مهيب از ديرباز توجه سياحان را جلب نموده بود چنان كه دكتر فراير عالىقدر شرحى در اينباره نوشته است . اما اينكه چرا سرستونهاى با سر گاو به طرف جلگه ، ولى ستونهاى بالدار با قيافهء انسان كه مهيبتر مىنمايد رو به كوه واقع شده است مطلبى است كه پيش از اين محل اعتنا و بحث واقع نشده