نيست . بر گردن حيوان بندى از گل آويزان و بر سينه و پاهاى جلو هردو حيوان و شانهها و يال و كفل موهاى پيچان افشان است . سياحان سابق سعى نمودند كه اين دو حيوان و حيوانات مشابه آن بر دروازههاى شرقى را درست مشخص سازند ، اما ترديدى نيست كه وضع و شكل آنها به گاو نر شبيه است و از وقتى كه فلاندن و كست سر يكى از گاوها را از زير خاك درآوردهاند جاى شبههاى باقى نمانده است . عضلات بدن حيوان و شكل و هيبت صورى آنها حاكى از حالت مبارزهجوئى غرورآميز و بلندپروازى و نيرو است .
كتيبهء خشيارشا
در بالاى پيكرهء گاو نر بر قسمت داخلى ديوارهء دروازه بر هردو طرف دو لوحه منقور گرديده است به سه زبان كه پيداست سخنان خشيارشاست و آن بدينشرح است : آهورامزدا خداى بزرگ است كه زمين را آفريد ، كه آسمان را آفريد ، كه مردم را آفريد ، كه به افراد شادمانى داد ، كه خشيارشا را پادشاه كرد ، پادشاه يگانه از ميان شهرياران بسيار و يگانه فرمانروا از ميان فرمانروايان بيشمار ، پادشاه اين سرزمين بزرگ و پهناور فرزند داريوش شاهنشاه هخامنشى . خشيارشا مىگويد با عنايت آهورامزدا اين دروازه را براى مردم همهء كشورها ساختم و آن است كه پدرم ساخته است . هركارى كه در ديده زيباست بهيارى پروردگار آهورامزدا ما كردهايم . خشيارشا مىگويد آهورامزدا مرا حفظ فرمايد و پادشاهى مرا نگاه دارد آنچه من كردم و آنچه پدرم كرد آهورامزدا نگهبان آن باشد » .
يادگارىهاى سفر
از كتيبهء افتخارآميز يادبود مزبور بيشتر جهانگردان بهعقيدهء من بااحساس ملال و بيزارى به خط و اثر سياحان اروپائى دورههاى پيش كه نام خود را بر دروازه و گاهى نيز بر پيكرهء سنگى گاو يادگار گذاشتهاند عطف توجه مىنمايند . بايد اذعان كنم كه من اهل اين قبيل كارهاى احساساتى نيستم ، ولى ساختمانى كه به آن وضع يأسآور ويرانه است با چنين كارى از قدر و اعتبار آن چيزى نمىكاهد ، بلكه به نظر اين جانب در اثر يادگارىهاى سياحان نامى گذشته كه گاهى با دست خود نوشتهاند بيشتر جالبتوجه مىشود ، همان كسانى