تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
تو را خوانند نجاتشان دهى ، و چون واسطه تراشان بوسيلهء آن بدرگاهت واسطه آرند واسطه‌شان بپذيرى ، و چون فرياد خواهان بدان از تو فرياد خواهى كنند بفريادشان رسى ، و چون گريختگان بوسيلهء آن با تو راز گويند به آوازشان گوش فرادهى ، و چون توبه‌كنندگان بوسيلهء آن رو به تو آرند توبه‌شان بپذيرى ، و من از تو خواهم اى آقاى من و سرپرستم ، و اى معبودم و نيرويم و اميدم ، و پناهگاهم ، و مايهء فخرم ، و اى ذخيره‌ام براى دين و آخرتم ، و از تو خواهم بنام بزرگتر بزرگترت ، و تو را خوانم بدان نام براى گناهى كه جز تو كسى آن را نيامرزد ، و براى گرفتارىاى كه غير از تو كسى بر طرف نسازد ، و براى محنتى كه جز تو كسى قدرت بر طرف ساختنش را ندارد ، و براى آن گناهانم كه با آنها بمبارزهء تو آمدم ، و هنگام دست زدن بدانها از تو شرم نكردم ، و من اينك خطاكارانه و گنهكار بدرگاهت آمده‌ام ، و زمين با فراخيش بر من تنگ گشته ، و درهاى چاره برويم بسته شده ، و دانسته‌ام كه پناهگاه و نجات بخشى از تو جز با تضرع بدرگاهت نيست ، و من اكنون پيش روى توأم ، صبح كرده و شام كرده‌ام در حال گناهكارى و خطا و فقير و درمانده‌اى هستم كه براى گناهم آمرزنده‌اى جز تو سراغ ندارم ، و براى شكستگيم جبران‌كننده‌اى غير از تو ندارم ، و برطرف‌كننده‌اى براى محنتم جز تو ندارم ، و من همان سخن را گويم كه بنده‌ات ذو النون ( يونس پيغمبر ) گفت در آن وقت كه توبه‌اش را پذيرفتى و از اندوه نجاتش دادى ، باميد آنكه توبه‌ام بپذيرى و از گناهان نجاتم بخشى اى خداى من ، معبودى جز تو نيست ، منزهى تو كه من از ستمكارانم و از تو خواهم اى آقاى من و ياورم ، به حق نام اعظمت كه دعايم را مستجاب گردانى و خواسته‌ام را عطا كنى و برحمت خود - با حال تندرستى - در گشايش كارم از نزد خود شتاب فرمائى ، و در اين ميان كه كاملترين نعمتها و بهترين روزى و وسعت و آسايش و خلاصه آن همه نعمتهائى را كه پيوسته بدانها معتادم ساخته به من داده‌اى اى