انگورها قرار داد ، و چشمهها بشكافت و جويها قرار داد ، ستايش خدائى را كه در زمين كوههاى استوار بنهاد كه ما را نلرزاند و آنها را ميخهائى براى زمين كرد ، ستايش خدائى را كه دريا را مسخر ما كرد تا كشتى در آن به أمر وى جريان يابد و از زياده بخششش ( روزى ) بجوئيم ، و از آن دريا زيورى براى ما آماده كرد كه آن را پيرايه سازيم ، و گوشتى تازه ( كه بخوريم ) ستايش خدائى را كه چهار پايان را مسخر ما كرد تا از آنها بخوريم و آنها را مركب ما كرد و از پوست آنها بر ايمان خانه و جامه و فرش و كالا ( اسباب زندگى ) - براى مدتى ( در دنيا ) - بساخت ، ستايش خدائى را كه در پادشاهيش ، بزرگوار ، و نسبت بمخلوقش قاهر ، و در كارش توانا ، و در مورد مصنوعاتش ستوده ، در علمش دقيق ، و نسبت ببندگانش مهربان ، و سلطنت و عظمتش را در عزت و جلال و هيبت مخصوص به خود داشت . ستايش خدائى را كه ستايشش در خلق هويدا است ، و بعظمت شوكتش آشكار است ، و دست رحمتش به نيكى گشاده است ، ستايش خدائى را كه جامه بستايش دارد ، و با فخر توجه نمود ، و بمهابت بزرگى گرفت ، و عظمت شعار است ، و بپرتو نور خود از ديدگان خلق در حجاب شد ، ستايش خدائى را كه دشمنى و ضديتى در پادشاهيش نيست ، و نه ستيزهجوئى در فرمانش وجود دارد ، و نه مانندى در ميان خلق خود دارد ، شايستهء پرستشى جز او نيست ، فرمانش را باز گردانندهاى نيست و نه حكمش را جلوگيرى ، نه ضدى دارد و نه مانندى ، و نه نظيرى ، و نه شبيهى ، و نه مثلى ، كسى كه او را بطلبد درماندهاش نكند ، و كسى كه بگريزد بر او پيشى نجويد ، و هيچ كس از وى خوددارى نتواند ، مخلوق را بدون وجود اصل و مايهاى آفريد ، و بىنمونه بخلقتشان آغاز كرد ، و بدون كمككار و ياورانى بندگان را مقهور خويش ساخت ، و
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 419
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص٤١٩