و هراست را در خويشتن ، و ذكر خود را بر زبانم جارى فرما .
خدايا خواستهام را در آنچه از تو ميخواهم آن خواسته و ميلى كه دوستانت از تو ميخواهند قرار ده ، و ترسم را از تو در مورد پناه خواهى از عذاب و شكنجهات همان ترس اولياء و دوستانت گردان . خدايا مرا در مورد جلب خوشنوديت بكارى وادار كه چيزى از موجبات خوشنودى و فرمانبردارى تو را بخاطر ترس و واهمهء از يكى از خلق و آفريدگانت وانگذارم .
خدايا هر آن خير و نعمتى كه به من عطا فرمودهاى بهمراه آن سپاسگزارى و شكرى به من بده كه بدان وسيله ذكر تازهاى از تو برايم پيدا شود ، و ذخيرهام را بدان نيكو گردانى ، و هر عطائى را كه از من بازدارى و مرا از آن بىنياز سازى پاداشى براى من در آن عطا مقرر فرما و صبر و شكيبائى در محروميت آن به من عنايت كن .
خدايا فقر و ندارى دنيا را به روى من ببند ، و مرا از عبادت و پرستش خويش ( به چيز ديگرى ) سرگرم مكن ، و ذكر خود را فراموشم مكن ، و ميل و رغبتم را در آنچه نزد تو است كم مفرما . خدايا به تو پناه برم از غم و اندوه و ناتوانى و بيحالى و بزدلى و بخل و بدخلقى ، و انحراف در دين ، و غلبه يافتن مردان « 1 » و استيلاء دشمنان ، و دگرگونى روزگار ، و از شر آنچه را ستمكاران در زمين انجام دهند ، و از آن بلا و گرفتارى كه توانائى صبر بر آن را ندارم ، و پناه برم به تو از هر چه ميان من و تو جدائى افكند يا مرا از تو دور سازد ، و يا آنكه روى مرا از درگاه تو بازگرداند ، يا از بهرهام در پيش تو بكاهد ، و پناه برم به تو از اينكه خطا كاريهايم يا ستم و زياده رويم بر خود و پيرويم از كارهاى دلخواهم و به كار انداختن شهوت و هواى نفسم ميان من و مهر و رحمتت و احسان و فضلت و بركتها و وعدههائى كه براى من بر خويش مقرر فرموده حائل گردد .
هامش
( 1 ) - ظاهرا مقصود مردان فرومايه و پست و عوام است .