تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
وعمل بمقتضاى آن نه بمقتضاى هوا وهوس ، يا احتياط در كارها ببنا گذاشتن آن بر عقل خود نه بر هوا وهوس .

9422

من الحكمة طاعتك لمن فوقك ، واجلالك من في طبقتك ، وانصافك لمن دونك . از حكمت است فرمانبردارى تو مر كسى را كه بالاتر از تو باشد ، وتعظيم - كردن تو كسى را كه در مرتبهء تو باشد ، وانصاف وعدل تو از براي كسى كه پست‌تر از تو باشد ، « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى علم راست است يا با عمل درست نيز ، وبنا بر اوّل آنها از حكمت است يعنى ناشى مىشود از حكمت ، وبنا بر دويم از اجزاى يك جزو آنست وناشى از جزو ديگر .

9423

من أشرف الشّرف الكفّ عن التّبذير والسّرف . از بلند مرتبه‌ترين شرف يعنى بلندى مرتبه باز ايستادن از تبذير وسرفست ، « تبذير » و « سرف » هر دو بمعنى اسرافست وپراكنده كردن مال زياد از اندازه .

9424

من المروّة أنّك إذا سئلت أن تتكلّف ، وإذا سألت أن تخفّف . از مروّت اينست كه تو هر گاه سؤال كرده شوى اين كه تكلف كنى ، وهر گاه سؤال كنى اين كه سبك گيرى ، يعنى از جملهء مروّت وآدميّت اينست كه هر گاه كسى سؤالي از تو كند وحاجتي طلبد كلفت وزحمت بر خود گذارى از براي بر آوردن حاجت أو ، وهر گاه تو از كسى سؤالي كنى وحاجتي طلبي سبك گيرى وسؤالي نكنى كه گران ودشوار باشد بر أو .

9425

من المروّة أن تقتصد فلا تسرف ، وتعد فلا تخلف . از مروّتست اين كه ميانه‌روى كنى پس اسراف نكنى ، ووعده كنى پس خلف
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 42 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)