بآن وغافل بودهء از آن .
9408
من الكرم أن تتجاوز عن الإساءة إليك .
از كرم وبلندى مرتبه اينست كه درگذرى از بدى بسوى تو ، يعنى از بديى كه كسى كرده باشد نسبت به تو .
9409
من تمام المروّة أن تنسى الحقّ لك وتذكر الحقّ عليك .
از تمامى مروّت وآدميّت اينست كه فراموش كنى حقّى را كه از براي تو باشد وياد نگهدارى حقّى را كه بر تو باشد ، يعنى حقّ احسانى را كه تو بر كسى داشته باشى أصلا اظهار آن نكنى كه گويا فراموش كرده آنرا ، وياد نگهدارى حقّ احسانى را كه ديگرى بر تو داشته باشد باين كه شكر آن كنى ودر پى تلافى آن باشى .
9410
من دلائل الدّولة قلّة الغفلة .
از دلايل دولت كمي غفلت است يعنى كمي غفلت كسى دليل دولت اوست ، يعنى بقاى دولت أو اگر از أهل دولت باشد ، ورو آوردن دولت باو اگر از أهل آن نباشد .
9411
من كمال الحزم الاستعداد للنّقلة والتّأهّب للرّحلة .
از كمال دور انديشى است آماده شدن از براي نقل كردن ، وتهيّه گرفتن از براي كوچ كردن ، يعنى از براي هر سفري وكوچى خصوصا سفر پر خطر آخرت .
9412
من دلائل الخذلان الاستهانة بحقوق الاخوان .
از دلايل خذلانست خوار كردن حقّهاى برادران ، چند فقره قبل از اين مذكور شد كه « خذلان كسى » ترك يارى اوست ، ومراد اينست كه از دلايل