أو بگفتار دلير وبا جرأت است ، واز عمل درويش وبي چيزيست ، وبر مردم طعنه زننده است ، واز براي نفس خود مساهله كننده ، أو رد مهلت است از جانب خدا ، پائين مىافتد با غافلان وبامداد ميكند با گنهكاران ، بي راه راستى ونه پيشواى كشندهء ، ونه دانش ظاهري ، ونه دين استوارى ، أو مىترسد از موت ونمىترسد از فوت .
مراد به « دلير وبا جرأت بودن بگفتار » اينست كه بزبان لاف بسيار مىزند وبگزاف وصف خود بفضايل ميكند يا اين كه در دعاها بزبان دليرست برخواستن مطالب ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : بگفتار نازانست بهمان معنى كه وصف خود بفضايل ميكند ومىنازد به آنها ، وبر هر تقدير « درويش وبي چيز بودن از عمل » بيان كمال قبح وزشتى آن دليرى يا ناز اوست چه با وجود تهيدستى از عمل نيك ظاهرست كه آن دليرى يا ناز كمال قبح وزشتى دارد ، و « در مهلت است از جانب خدا » يعنى حقّ تعالى أو را از نظر عنايت خود انداخته وواگذاشته در نعمت وعافيت ، وببلائى كه باعث تنبيه أو باشد مبتلا نمىسازد تا اين كه عاقبت بعذاب اخروى گرفتار گردد ، و « پائين مىافتد با غافلان » يعنى در پستى شقاوت وبدبختى مىافتد با ايشان ، وممكن است كه « يهوى » بكسر واو نباشد بلكه بفتح آن باشد وترجمه اين باشد كه : خواهش ميكند با غافلان يعنى ، « هواها وهوسهاى باطل ميكند با ايشان ، و « بامداد ميكند با گنهكاران » يعنى هر روز صبح ميكند در حالي كه از جملهء گنهكارانست ، يا اين كه روز قيامت صبح ميكند از جملهء ايشان ، و « بي راه راستى ( تا آخر ) » يعنى نه بر راه راستى است ونه امام وپيشوائى دارد كه بكشد أو را بآن ، ونه علم ظاهري دارد ونه دين محكمى ، و « مىترسد از موت » يعنى
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٢١١